نور و عکاسی: ملاحظاتی در زمینه نوردهی و گستره طیف(تونالیته)

kharazi 1702

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : نشریه فتوپلاس موضوع این مقاله، بررسی نظریه هایی در زمینه گستره طیف یا دامنه تنالیته (Tonal Range) و گستره فعال (Dynamic Range) است. ابتدا درباره تعریف این دو مقوله بحث خواهیم کرد و بعد به سراغ این می رویم که چگونه می توانیم با استفاده از آنها عکسهای مان را برای نمایشی بهتر آماده کنیم. درک این موضوع ها، نقش مهمی در فهم نحوه کارکرد دوربین دارد و کمک می کند در شرایط خاص، عکس های بهتری ثبت کنیم. گستره تونال (تنالیته) چیست؟ غنای تون ها، درعکاسی رنگی همانند عکاسی سیاه و سپید، از اهمیت زیادی برخوردار است. در عکاسی دیجیتال به علت محدودیت داینامیک رِنج یا گستره فعال سنسور دوربین ها و ناتوانی آنها در ثبت بخشی از تون ها، گستره تونال محدود می شود. شاخص هایی نظیر نور و انعکاس از سطح موضوع بر روی گستره تونال تاثیر گذارند. حتی می توانیم بگوییم که ثبت تمام و کمال یک موضوع با سطح صاف و صیقلی که توسط یک منبع نوری قوی نورپردازی شده باشد، از توان دوربین های دیجیتال خارج است. همچنین اندازه و شدت نور و سخت یا نرم بودن آن نیز در میزان گستره تونال تصویرموثرند. صافی هایی مانند پولاریزه با افزایش اشباع رنگ، گستره تونال را افزایش می دهند در حالیکه خنثی کننده ها (Diffusers) و دیگر ابزارهای کنترل کننده شدت نور، منجر به کاهش گستره تونال می شوند. عمق بیتی (bit depth) از دیگر عواملی است که بر روی گستره تونال تاثیر گذاراست. تصاویر 8 bit با داشتن فقط 256 سطح مجزا برای ذخیره اطلاعات، توانایی کمتری برای ثبت اطلاعات تصویر دارند، در حالیکه تصاویر 16 bit دارای 65,536 سطح مجزا برای ثبت اطلاعات تصویر هستند. همانطور که می دانید، انسل آدامز عکاس سرشناس آمریکایی نظریه ای به نام ” زون سیستم ” را ارائه کرده است که با استفاده از این نظریه می توان در شرایط نوری مختلف، نوردهی صحیح را انجام داد. همچنین درک درست از نظریه ” زون سیستم ” به شما اجازه می دهد که بیشترین گستره تونال را در تصاویرتان ثبت کنید. اولین گام: پیش فرض در عکاسی مواقعی پیش می آید که ما به یک چشم انداز زیبا می رسیم و با عجله دست به کار شده تا آن را ثبت کنیم، پس ازگرفتن عکس، وقتیکه به خانه بازگشته و عکس را نگاه کردیم در می یابیم که نتیجه کار نا امید کننده شده است… دلیل این اتفاق آن است که سیستم بینائی چشم انسان این توانایی را دارد که خیلی سریع یک منظره را جستجو کرده و درحالیکه توجه انسان را از قسمت های نه چندان جذاب آن منظره دور می کند، بر روی قسمت های زیباتر آن فوکوس نماید اما دوربین های عکاسی و لنزهایشان از انجام اینکار ناتوانند. همچنین سیستم بینائی چشم انسان به نور بسیار حساس است، اینکه نور چگونه در بخشهایی از صحنه وجود دارد و اینکه چگونه با گذشت زمان تغییر می کند. به عنوان مثال: چشم انسان به راحتی یک تکه کاغذ سپید را حتی اگر در سایه باشد تشخیص می دهد. همچنین چشم انسان در حرکت در نقاط پرکنتراست مثل حرکت از نقاط بسیار روشن به نقاط بسیار تیره بسیار سریع خودش را منطبق می کند. همچنین در مواقعی که گستره نور از یک محدوده به محدوده دیگر تغییر می کند مثل صحنه های طلوع یا غروب خورشید، چشم انسان بسیار خوب عمل می کند، در حالیکه دوربین ها این توانائی را در خود ندارند. به منظور ثبت دقیق یک صحنه، آنچنان که در واقعیت وجود دارد، قبل از اینکه هر تصمیمی راجع به نحوه نوردهی و یا در هر زمینه تکنیکی دیگر بگیرید، می بایست آن تصویر را در ذهنتان مجسم کنید تا بتوانید جزئیات نوری آن را بهتر درک کنید. همچنین شما می بایست ذهنتان را تمرین دهید تا چیزهایی را که می بیند نادیده انگارد و نه بر اساس دیده هایش، بلکه بر اساس توانایی ها و محدودیت های سنسور دوربین تان در زمینه ثبت تصویر، نحوه نوردهی و اینکه چه زمانی از روز برای عکاسی از منظره مورد نظر مناسب تر است، تصمیم گیری نماید. با استفاده از این روش می توانید در هنگام ثبت تصاویر، خلاقیت های بیشتری بکار ببرید. به محض اینکه شما متوجه شدید که از دوربین تان چه می خواهید و چطور می بایست آن را انجام دهید، مسئله باقیمانده فقط دانستن جزئیات تکنیکی و به کار گرفتن آنها است. به عنوان مثال: تصور کنید که می خواهید از یک مدل بلوند که لباس مشکی رنگی پوشیده است عکاسی کنید، در اینجا شما می بایست نگران هر دو محدوده روشن و تیره صحنه باشید تا جزئیات در هر دو بطور کامل ثبت شوند. در نگاه اول ممکن است لباس مشکی مدل تان را به عنوان تیره ترین قسمت تصویر در نظر بگیرید، اما اگر با دقت بیشتری صحنه را بررسی کنید، می بینید که سایه هایی در صحنه وجود دارند که حتی از لباس مشکی سوژه هم تیره تر هستند. در مثال بالا اگر شما لباس مشکی مدل را به عنوان تیره ترین قسمت تصویر در نظر بگیرید، باعث می شوید که در قسمت های سایه عکس جزئیات ثبت نشوند. به همین ترتیب ممکن است در تشخیص قسمت های روشن عکس هم دچار اشتباه شوید و در ابتدا بخش هایی از صورت مدل را به عنوان روشن ترین بخشهای تصویرتان در نظر بگیرید، در حالیکه ممکن است اشیای براقی مانند طلا به همراه مدلتان باشد که در وضعیت روشن تری قرار گرفته باشد. عکاسی دیجیتال حتی کار تصور پیش فرض را آسانتر هم کرده است. به این نکته توجه کنید که عکاسانی مانند انسل آدامز برای اینکه پیش فرض مناسبی از صحنه مورد نظرشان داشته باشند همواره بجز دوربین اصلی، یک دوربین پولاروید را هم با خود حمل می کردند تا برای رسیدن به نورسنجی مناسب تصاویری را به صورت آزمایشی ثبت کنند. البته دوربین های پولاروید به علت تفاوت در نوع کاغذ به کار رفته برای چاپ عکس، خیلی معیار دقیقی به حساب نمی آمدند اما با این حال بطور تقریبی اطلاعاتی راجع به نحوه نوردهی به عکاس می دادند. اما در عکاسی دیجیتال، دیدن تصویر در LCD کمک قابل توجهی به برطرف کردن ایرادها و اشکال های موجود در تصویر می کند. بیشتر دوربینهای دیجیتال این تونایی را دارند که از دست رفتن جزئیات در قسمتهایی از عکس را در LCD دوربین نشان دهند و همچنین مراجعه به هیستوگرام دوربین، به رفع ایرادهای تصویرکمک شایانی می نماید. گستره تونال در عکاسی، گستره تونال به بخشی از تون ها گفته می شود که بین تیره ترین تون و روشن ترین تون در عکس قرار دارند. هر چه گستره تونال بیشتر باشد، عکس از کنتراست بیشتری برخوردار است. همچنین در محدوده تونال گسترده تر، تون های میانه (mid-tone) بیشتری وجود دارند. عکس هایی که بین روشنترین تون و تیره ترین تون، تون های میانه کمتری دارند، از گستره تونال کمتری برخوردارند، که باعث می شود کنتراست عکس کم باشد. دقت درهیستوگرام های بالا با در نظر گرفتن مقیاسی از 0 تا 255 کمک زیادی به درک مفهوم گستره تونال خواهد کرد، به روشن ترین نقطه عکس (white point) عدد 255 و به تاریکترین نقطه آن (black point) عدد 0 اطلاق می شود. به همان نسبت، برای تون هایی که بین این دو نقطه قرار دارند (mid-tone یا تون های میانه) نیز یک عدد درنظر گرفته می شود. اگر گستره تونال در هیستوگرام از راست به چپ یا بالعکس شامل تمامی تون های میانه باشد و در هیچکدام از مناطق آن با فقدان تون های میانه مواجه نشویم، بدین ترتیب انتقال از یک تون میانه به تون میانه دیگر بطور منظم انجام گرفته و عکس دارای بهترین گستره تونال ممکن خواهد بود. (شکل اول) اما به هر دلیلی وجود جای خالی در گستره تونالی که در هیستوگرام می بینیم (شکل دوم) نشان دهنده گستره تونال نامنظم عکس می باشد. گستره تونال منظم (بین تون ها هیچ فضای خالی وجود ندارد گستره تونال نامنظم ( وجود فضاهای خالی در گستره تونال گستره فعال یا داینامیک رِنج (Dynamic Range) دیانامیک رِنج، محدوده ای از تون هاست که دوربین عکاسی توانائی ثبت آن را دارد. چشم انسان توانائی دیدن 24 سطح مختلف نوری(از تیره ترین تا روشن ترین) یا به عبارت دیگر24 گام نوری(24stop) را دارد. اما دوربین های عکاسی از داینامیک رِنج کمتری نسبت به چشم انسان برخوردارند. دوربین های گران قیمت قطع متوسط که با نگاتیو کار می کنند، تنها توانائی ثبت 12 گام نوری را دارند و این در حالی است که اغلب دوربین های دیجیتال تنها می توانند 5 گام نوری را ثبت کنند. یکی از مهمترین تاثیرات اندازه حسگرها (سنسور) در دوربینهای دیجیتال، همان تاثیر آن بر روی داینامیک رِنج است، به همین دلیل گاهی داشتن سنسور بزرگتر با رزولوشن کمتر، بهتراز داشتن سنسوری کوچکتر با رزولوشن بیشتر است . همانطور که می دانید کار حسگر در دوربین، جمع آوری و ذخیره نور است. در هر پیکسل، بخش کوچکی وجود دارد به نام فتوسایت که کار جمع آوری فتون ها را انجام می دهد. فتون ها ذرات ریزی هستند که نور از آنها تشکیل شده است، هر چقدر فتوسایت ها بزرگتر باشند می توانند فتون های بیشتری را در خود جای دهند. در صورتیکه بخواهیم از یک صحنه تاریک عکس بگیریم، کار جمع آوری و ذخیره کردن فتون ها توسط فتوسایت ها به آسانی انجام می شود، ولی اگر صحنه مورد نظر ما خیلی روشن باشد، در صورت کوچک بودن فتوسایت ها، ظرفیت آنها زودتر اشباع شده و در نتیجه جزئیات تصویر به درستی ثبت نمی شود. این بدان معنی است که در حسگرهایی با اندازه کوچکتر به نسبت سنسورهای قطع بزرگ، از دست رفتن جزئیات درقسمت های روشنتر (High Light) سریعتر اتفاق می افتد. دقیقا به همین دلیل است که سنسورهای قطع بزرگ، داینامیک رنج بالاتری در اختیار ما قرار می دهند. در سنسورهای با اندازه کوچکتر، حتی اگر ما بخواهیم برای داشتن جزئیات بیشتر اولویت در نور سنجی را به نواحی روشنتر (High Light) بدهیم، اینکار موجب از دست رفتن جزئیات در قسمت های سایه عکس خواهد شد. روش افزایش و کاهش داینامیک رِنج: عکاسی با روش HDR یکی از روشهای افزایش داینامیک رِنج می باشد، اما اگر شما با این روش عکاسی نمی کنید، برای کاهش و یا افزایش داینامیک رِنج تا رسیدن به مقدار مورد نظر شما برای ثبت عکس، راههای دیگری نیز وجود دارند. یکی از راه های کاهش داینامیک رِنج صحنه، استفاده از نور پرکننده یا fill light است. به جای استفاده از سرعت های شاتر پایین تر که گاهی منجر به از دست دادن جزئیات در قسمت های روشن عکس می شود، برای جبران کمبود نور می توان از منبع نور پرکننده استفاده کرد. اینکار باعث پایین آمدن کنتراست میان مناطق خیلی روشن و خیلی تیره عکس می شود در نتیجه داینامیک رِنج صحنه پائین آمده و دوربین شما توانائی ثبت آن را پیدا می کند. از طرف دیگر، استفاده از فیلترهایی نظیر فیلتر پولاریزه، باعث افزایش داینامیک رِنج خواهد شد. نتیجه گیری: مهمترین شاخص برای گرفتن یک عکس خوب، پیدا کردن نور مناسب برای صحنه یا انجام صحیح نور سنجی است. برای رسیدن به نور سنجی صحیح، شما باید عواملی نظیر محل ثبت تصویر، بخش های کلیدی تر در ساختار موضوع، حسگر، داینامیک رِنج و… را در نظر بگیرید. به خاطر داشته باشید که شما فقط وقتی می توانید عکس خوبی بگیرید که از تمامی موارد بالا درک درستی داشته باشید و البته عکاس خوب فردی است که این موارد را با خلاقیت درآمیخته و البته خیلی نیز خودش را درگیر درست یا غلط بودن آنچه انجام می دهد نکند و تنها به نتیجه نهایی این راه تمرکز داشته باشد.  

آشنایی با سنسور دوربین های دیجیتال

kharazi 1765

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : نشریه کمبریج این کالر   دوربینهای دیجیتال، از یک سنسور که متشکل از میلیون ها پیکسل کوچک است برای ثبت تصویر استفاده می کنند. پیکسل ها خود از تعداد زیادی فتوسایت تشکیل شده اند و در داخل هر کدام از این فتوسایت ها، حفره ای برای ذخیره کردن فوتون های نور قرار دارد که وقتی شما دگمه شاتر دوربین تان را فشار می دهید و نوردهی آغاز می شود، فتوسایت ها شروع به ذخیره کردن نور در داخل حفره ها می کنند و با پایان زمان نوردهی، دوربین روی این فتوسایت ها را بسته و شروع به شمارش فتون ها در داخل هرکدام از این فتوسایتها می کند. سپس میزان تقریبی فتون های جای گرفته درهر حفره، بر اساس درجه سختی ذخیره می شوند، که این فرآیند به عمق بیتی (bit depth) بستگی دارد. (از 0 تا 255 برای تصاویر 8-bit)   فتوسایت ها به تنهایی توانایی تشکیل تصویر رنگی را ندارند و فقط می توانند تصویر را به صورت سیاه و سپید ثبت کنند. برای تولید رنگ، مجموعه ای از فیلترها به هر فتوسایت اضافه می شوند. هر کدام از این حفره ها به صورت بالقوه، به تنهایی توانایی تشخیص یکی از سه رنگ اصلی را دارند. این در حالی است که حفره ها توان تشخیص دو رنگ دیگر را ندارند. به همین دلیل این مجموعه فیلترها می بایست همه رنگ های اصلی را شامل شوند. معمول ترین نحوه چیدمان فیلترها در هر فتوسایت، الگوی بایر نام دارد که در شکل زیر آن را مشاهده می کنید.   اساس الگوی بایر، ایجاد تناوب در رنگهای سبز، آبی و قرمز می باشد. به این نکته دقت کنید که در الگوی بایر، از رنگ سبز، دو برابر رنگهای قرمز و آبی استفاده شده است که این به دلیل شبیه سازی عمل چشم انسان است، زیرا چشم انسان به رنگ سبز بیشتر از رنگهای آبی و قرمز حساسیت نشان می دهد. علاوه بر آن، بیشتر بودن فیلتر سبز رنگ موجب ایجاد تصاویری با نویز کمتر و جزئیات بیشترمی شود. دلیل این اتفاق، وجود نویز کمتر در کانال سبز رنگ می باشد.   صحنه واقعی (200% با زوم) آنچه دوربین می بیند (بر اساس الگوی بایر)   نکته:همه دوربین های دیجیتال از الگوی بایر استفاده نمی کنند، اما بیشتر آنها طبق این الگو کار می کنند. سنسور Foveon که در دوربین های سیگما مدل SD9 و SD10 استفاده شده است، هر سه رنگ را توسط یک پیکسل ثبت می کند. دوربین های سونی هم چهار رنگ: سبز، آبی، قرمز و سبز زمردی را در کنار هم قرار می دهند. تغییر ساختار الگوی بایر (Bayer demosaicing) تغییر ساختار الگوی بایر، فرآیندی است که در طی آن تصویر ثبت شده توسط الگوی بایر به تصویر نهایی (که شامل پیکسل های تمام رنگی است) تبدیل می شود. در دوربینی که فقط می تواند سه رنگ را تشخیص دهد، چگونه تصویر تمام رنگی ساخته می شود؟! یک راه درک این فرآیند آنست که هر بخش 2×2 را که شامل سه رنگ سبز، قرمز و آبی است به عنوان یک حفره واحد تمام رنگی در نظر بگیریم:   این کار به خوبی جواب می دهد اما به هر حال دوربین ها برای استخراج یک تصویر تمام رنگی از تصویر ثبت شده توسط الگوی بایر، چند مرحله کار دیگر نیز بر روی آن انجام می دهند. اگر چیدمان تمامی فیلترهای رنگی بر روی هر فتوسایت یکسان باشد، دوربین فقط می تواند به نیمی از رزولوشن مورد انتظار در جهت های عمودی و افقی دست پیدا کند، از طرف دیگر اگر دوربین بتواند ترکیبات مختلفی را برای چیدمان فیلترها در هر ترکیب 2×2 در نظر بگیرد، می تواند نسبت به آنچه فقط یک روش چیدمان 2×2 در اختیارش قرار می دهد، به رزولوشن بالاتری دست پیدا کند.   توجه کنید که اطلاعات تصویر در چهار گوشه هر چیدمان در نظر گرفته نمی شوند زیرا ثبت اطلاعات در گوشه های پیکسل ها به صورت دقیق انجام نمی شود، که البته این امر در تصویری با داشتن میلیون ها پیکسل قابل چشم پوشی است، همچنین دقت کنید که با این روش، مسیرهای متعددی را برای خواندن اطلاعات می توان در نظر گرفت. روشهای دیگری برای تغییر در ساختار الگوی بایر وجود دارند که تصویری با رزولوشن کمی بالاتر و کمی نویز کمتر هم می تواند تولید کند. پیامدهای تغییر در ساختار الگوی بایر گاهی جزئیات ریز موجود درعکس ها، به علت محدودیت های سنسور و همچنین با فریب دادن الگوریتم تغییر ساختار، پیامدهایی نظیر: جلوه های غیر واقعی در عکس ها را بوجود می آورند که مهمترین آنها moiré( تلفظ: “more-ay”) است. این پیامد ممکن است به اشکال مختلفی نظیرالگوهای تکراری، رنگ ها و بافت های غیر واقعی همانطور که در شکل زیر می بینید، در عکس ها پدیدار شود:   توضیح اینکه دو عکس بالا بزرگنمایی های مختلفی از دو تصویر جداگانه هستند. وقوع moiré در چهار مربع پایین وعلاوه بر آنها در سومین مربع از سمت چپ در عکس بالا (با در نظر گرفتن بزرگنمایی بیشتر در عکس بالایی) نیزکاملا آشکار است و عواملی نظیر بافت سطح موضوع و نرم افزاری که برای ویرایش فایل RAW مورد استفاده قرار گرفته، در وقوع آن موثر است. آرایش میکرولنز ممکن است در نخستین شکلی که در این مقاله دیدید، متوجه این موضوع شده باشید که بین حفره ها فاصله وجود دارد، بله درست است! در سنسورهای واقعی هم تمامی سطح سنسور با این حفره ها پوشیده نشده است. در حقیقت برای اینکه فوتون ها جذب شوند، فقط کافی ست حدود نیمی از سطح سنسور توسط این حفره ها پوشیده شود. دیواره هر کدام از این حفره ها همانطور که در شکل می بینید دارای یک نوک راس مانند است که منجر به هدایت فوتون ها به یک حفره یا حفره کناری اش می شود. در ساختار دوربین های دیجیتال، به این نوک های راس مانند، میکرولنز گفته می شود و وظیفه میکرولنزها بالا بردن توانایی فتوسایتها در جذب نور می باشد.   هر چقدر این میکرولنزها کیفیت مرغوبتری داشته باشند، توانایی فتون ها در جذب نور بالاتر رفته و همچنین باعث می شوند در نوردهی های طولانی مدت، نویز کمتری در تصویر پدیدار شود. از طرف دیگر، هر چقدر اندازه این میکرولنزها کوچکتر شود، امکان بالا رفتن مگاپیکسل بدون افزایش اندازه سنسور به وجود می آید. شرکت های سازنده دوربین با استقاده از میکرولنزهای بسیار مرغوب، موفق به تولید دوربین هایی با کیفیت و رزولوشن بالا شده اند.  

مفهوم اندازه سنسور در دوربین های دیجیتال

kharazi 3473

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : نشریه کمبریج این کالر این مقاله سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه اندازه و ابعاد سنسور دوربین های دیجیتال، بر روی انواع عکاسی تاثیر می گذارد؟ انتخاب اندازه سنسور دوربین دیجیتال، با صرف نظر کردن از تفاوت هایی که بین دنیای دیجیتال و آنالوگ وجود دارد، مانند این است که در دنیای آنالوگ، از میان فیلم های 35 میلیمتری، قطع متوسط و قطع بزرگ، تنها یکی را انتخاب کنیم. ممکن است با خواندن این مطلب کمی سر در گم شویم زیرا در آن اندازه های مختلف سنسور بررسی و همچنین در زمینه معیارهایی نظیر: عمق میدان، اختلال های نویز در تصویر، انکسار، قیمت، اندازه و وزن سنسور، مقایسه های زیادی بین سنسورهای گوناگون انجام شده است. مقایسه اندازه های مختلف سنسور سنسورها بسته به کاربرد، قیمت، میزان کارآیی و… می توانند اندازه های متفاوتی داشته باشند که تعدادی از آنها را در شکل زیر می بینیم: دوربین های کانن نظیر: 1Ds/5D و دوربین های نیکون سری D3، معروفترین دوربین های قطع بزرگ یا فول فریم در دنیای دوربین های دیجیتال عکاسی هستند. سایر دوربین های کانن مثل مدل های Rebel/60D/7D از سنسوری با ضریب انقطاع 1.6X برخوردارند. این درحالی است که سنسور اغلب دوربین های SLR نیکون ضریب انقطاع 1.5X دارد. در شکل بالا همچنین ضریب انقطاع 1.3X نیز وجود دارد که مربوط به دوربین های سری 1D است. دوربین گوشی تلفن های همراه و دیگر دوربین های کامپکت، از ضریب انقطاع سنسور 1/4 تا 2/3 اینچی استفاده می کنند. کمپانی های عناوینی چون: المپوس، فوجی و کداک، یک سیستم استاندارد 4/3 را طراحی کرده اند که از ضریب انقطاع 2X در مقایسه با فیلم 35 میلی متری برخوردار است؛ که البته استفاده از دوربین هایی با سنسورهای این چنینی خارج از عرف بوده و این دوربین ها به نسبت سایر دوربین ها بسیارگران قیمت ترند. ضریب انقطاع سنسور و ضریب افزایش دهنده فاصله کانونی ضریب انقطاع عبارت است از اندازه یک سنسور در مقایسه با سنسور قطع بزرگ 35 میلیمتری. ضریب انقطاع یک سنسور قطع متوسط، از مقایسه تصویر ثبت شده توسط آن سنسور با تصویر ثبت شده توسط یک سنسور قطع بزرگ در حالیکه برای ثبت هردو تصویر از یک لنز 35 میلیمتری استفاده شده است به دست می آید. مقایسه زاویه دید سنسور قطع بزرگ با سنسور قطع متوسط با ضریب انقطاع 1.6X ممکن است فکر کنید که ثبت نشدن بخشی از تصویر، امری زیانبار باشد اما باید یادآوری کنیم که اینکار مزایایی هم دارد: نحوه کار اغلب لنزها بدین صورت است که در مرکز تصویر، بیشترین شارپنس (شفافیت ثبت) را دارند و هر چه به سمت گوشه های تصویر برویم، از میزان شارپنس آن کاسته می شود، با در نظر گرفتن این نکته، متوجه می شویم که سنسورهای قطع متوسط، قسمتی از تصویر را ثبت می کنند که شارپنس بیشتری دارد. پس اگر از یک لنز معمولی استفاده می کنید، دوربین قطع متوسط برای شما بهتر است. عکس بدون برش برش از وسط برش از گوشه از طرف دیگر، استفاده از دوربین قطع بزرگ باعث می شود شما به لنزهایی با فاصله کانونی بلندتری نیاز پیدا کنید و علاوه برآن، لنزتان باید از کیفیت بالایی برخوردار باشد تا شارپنس را در گوشه ها حفظ کرده و نیز گوشه های کادر را تیره نکند. همچنین، باید این نکته را نیز در نظر گرفت که کیفیت نوری لنزهای زاویه باز یا واید، هیچوقت به خوبی کیفیت لنزهایی با فاصله کانونی زیاد نیست و شما اگر از سنسورهای قطع متوسط استفاده می کنید، مجبور خواهید بود که برای ثبت تصاویر واید از لنزهایی با فاصله کانونی کمتر (واید تر) استفاده کنید که در دوربین هایی با رزولوشن پائین، این قضیه مشکل ساز خواهد بود. همچنین فاصله کانونی لنزهایی که برروی دوربین های با سنسور قطع متوسط نصب می شوند، افزایش می یابد که ضریب این افزایش برابر با همان ضریب انقطاع سنسور می باشد. برای مثال: اگر یک لنز با فاصله کانونی 50 میلی متری بر روی دوربینی با سنسور قطع 1.6X نصب شده باشد، فاصله کانونی آن با یک لنز 80 میلی متری (1.6 x 50 = 80) که بر روی یک دوربین با قطع بزرگ (35 میلی متری) قرار گرفته است، برابر می شود. Focal Length Multiplier Calculator  Sensor Type: digital SLR with CF of 1.6X  digital compact with 1/3″ Sensor   digital compact with 1/2″ Sensor     digital compact with 1/1.8″ Sensor      digital compact with 2/3″ Sensor       digital SLR with 4/3″ Sensor         digital SLR with CF of 1.5X  APS  digital SLR with CF of 1.3X  35 mm  6×4.5 cm   6×6 cm  6×7 cm  5×4 inch  10×8 inch   Actual Lens Focal Length: mm Focal Length Multiplier 35 mm Equivalent Focal Length البته توجه داشته باشید که این بدان معنا نیست که خود فاصله کانونی لنز تغییر می کند، خیر! یک لنز 50 میلی متری بر روی سنسور با هر ضریب انقطاعی نصب شود، همیشه یک لنز50 میلی متر باقی می ماند اما این زاویه دید لنز است که تغییر می کند و این بدان معنی است که یک لنز50 میلی متر بر روی یک سنسور قطع 1.6X، زاویه دیدی برابر با یک لنز80 میلی متر بر روی یک سنسور با قطع بزرگ (35 میلی متری) می دهد. ملاحظات مربوط با وزن و اندازه لنز سنسورهای کوچکتر برای داشتن زاویه دید، میزان زوم، کیفیت و میزان گشودگی دهانه دیافراگم یکسان با سنسورهای قطع بزرگ، نیاز به لنزهای سبکتری دارند. این ویژگی برای گرایش هایی از عکاسی نظیر: حیات وحش، عکاسی در سفر و … که نیاز به حمل همیشگی مقدار زیادی از لوازم عکاسی دارند، ممکن است مناسب باشند. در نمودار زیر مقایسه ای بین لنزهای تله فتو کانن که در عکاسی حیات وحش و عکاسی ورزشی استفاده می شوند را مشاهده می کنید: در این نمودار به عنوان مثال آمده است که اگر برای ثبت تصویر با یک دوربین دارای سنسور قطع بزرگ، نیاز به حمل یک لنز 200 میلی متری f/2.8 داشته باشید، باید لنزی را با خود حمل کنید که به نسبت لنز300 میلی متر f/2.8 که بر روی یک دوربین با سنسور ضریب انقطاع 1.5X نصب شده است، 3.5 برابر وزن بیشتری دارد. در دوربین های SLR، داشتن سنسور بزرگتر به منزله داشتن منظره یابی وسیعتر و واضحتر بوده که به ویژه در تنظیم دستی فوکوس تاثیر بسیاری دارد که البته به علت نیاز به تجهیزات با کیفیت تر برای رساندن تصویر به منظره یاب و در نتیجه به چشم شما، این ویژگی موجب افزایش قیمت می شود. تاثیرات بر عمق میدان در یک دیافراگم ثابت، هر چقدر اندازه سنسور افزایش پیدا کند، عمق میدان کاهش می یابد. زیرا کار با سنسور بزرگتر ایجاب می کند که عکاس به موضوع نزدیکتر شود یا از فاصله کانونی بیشتری استفاده کرده تا کادر عکس را با موضوع پر نماید. نر م افزاری شبیه به آنچه در زیر می بینید مقدار دیافراگم و فاصله کانونی را برای سنسورها به منظور داشتن بعدنمایی (پرسپکتیو) یکسان، محاسبه می کند: Depth of Field Equivalents  Sensor #1 digital SLR with CF of 1.6Xdigital compact with 1/3″ Sensordigital compact with 1/2″ Sensordigital compact with 1/1.8″ Sensordigital compact with 2/3″ Sensordigital SLR with 4/3″ Sensordigital SLR with CF of 1.5XAPSdigital SLR with CF of 1.3X35 mm6×4.5 cm6×6 cm6×7 cm5×4 inch10×8 inch  Selected aperture F 1.2F 1.4F 1.8F 2F 2.8F 4F 5.6F 8F 11F 16F 22F 32F 64  Actual lens focal length mm  Sensor #2 digital SLR with CF of 1.6Xdigital compact with 1/3″ Sensordigital compact with 1/2″ Sensordigital compact with 1/1.8″ Sensordigital compact with 2/3″ Sensordigital SLR with 4/3″ Sensordigital SLR with CF of 1.5XAPSdigital SLR with CF of 1.3X35 mm6×4.5 cm6×6 cm6×7 cm5×4 inch10×8 inch Required Focal Length (for same perspective) Required Aperture به عنوان مثال برای داشتن عمق میدان و پرسپکتیو یکسان در تصویر، با یک سنسور قطع بزرگ در حالیکه از یک لنز 10 میلی متر و دیافراگم f/11 استفاده می کند، نیاز داریم که بر روی سنسور با ضریب انقطاع 1.6X یک لنز 16 میلی متر که بر روی f/18 تنظیم شده است، نصب کنیم. همچنین اگر از یک لنز 50 میلی متر f/1.4 بر روی یک سنسور قطع بزرگ استفاده کنید، برای داشتن تصویری یکسان مجبورید بر روی سنسور با ضریب انقطاع 1.6X از یک لنز با دیافراگم 0.9 استفاده کنید که البته تا کنون ساخته تشده است! استفاده از عمق میدان کمتر در عکاسی پرتره کاربرد فراوانی دارد و باعث می شود که پس زمینه کار ازوضوح خارج شود، اما در عوض عمق میدان زیاد در عکاسی طبیعت کاربرد بیشتری دارد و به همین دلیل است که دوربین های کامپکت تلاش می کنند تا عمق میدان کمتری در گرفتن عکس های پرتره داشته باشند و در عوض دوربین های حرفه ای سعی می کنند عمق میدان شان را در عکاسی طبیعت بالاتر ببرند. تاثیر اندازه سنسور بر انکسار یرای چاپ اندازه بزرگ عکس هایی که با سنسور قطع متوسط ثبت شده اند، نیاز به بزرگ کردن عکس دارید که خود به انکسار یا کاهش شارپنس عکس در نتیجه حضور ریزدانه (گرین) منجر می شود، اما کار با سنسور قطع بزرگ موجب می شود که برای چاپ عکس در اندازه های بزرگتر، خیلی نیاز به تغییر اندازه عکستان نداشته باشید. نرم افزار زیر زمان آغاز به انکسار در عکس را در اثر بزرگنمایی مشخص می کند، البته به خاطر داشته باشید که انکسار را در زوم 100% می توانید مشاهده کنید. Diffraction Limited Aperture Estimator  Sensor Size digital SLR with CF of 1.6Xdigital compact with 1/3″ Sensordigital compact with 1/2″ Sensordigital compact with 1/1.8″ Sensordigital compact with 2/3″ Sensordigital SLR with 4/3″ Sensordigital SLR with CF of 1.5XAPSdigital SLR with CF of 1.3X35 mm6×4.5 cm6×6 cm6×7 cm5×4 inch10×8 inch  Resolution Megapixels Diffraction Limited Aperture به خاطر داشته باشید انکسار به صورت تدریجی در عکس های شما پیدا شده و از یک سوی تصویر به سوی دیگر جریان می یابد و اینکه عددی که توسط نرم افزار بالا بدست می آید، یک حدس نظری است و ممکن است در لنزهایی با کیفیت بهتر، تغییر کند. شکل زیر اندازه ریزدانه (گرین) را در دو وضعیت مختلف نشان می دهد. Pixel Density Limits Resolution (Shallow DOF Requirement) Airy Disk Limits Resolution (Deep DOF Requirement) اگر عمق میدان را ثابت در نظر بگیریم، محدودیت اندازه پیکسل ها در سنسورهای بزرگتر، افزایش می یابد. همچنین توجه دشته باشید که پیکسل های بیشتر همیشه منجر به داشتن رزولوشن بالاتر نمی شوند. در حقیقت پیکسل های بیشتر ممکن است با ایجاد نویز و کاهش داینامیک رنج، منجر به کاهش کیفیت تصویر نیز بشوند. اندازه پیکسل و رابطه آن با مقدار نویز و داینامیک رنج (گستره روشنایی) بطور معمول، هرچقدر سنسور بزرگتر باشد، از پیکسل های بزرگتری هم برخوردار است (اگرچه این قانون همیشه صادق نیست)، این وبژگی باعث می شود تصاویر نویز کمتر و داینامیک رِنج بالاتری داشته باشند. داینامیک رنج گستره ای از تونها از روشن ترین تا تیره ترین تون است که هر پیکسل می تواند آن را ثبت کند. پیکسل های بزرگتر ظرفیت بیشتری دارند و در نتیجه می توانند تعداد بیشتری از فوتون های نور را در خود نگه دارند که این منجر به داشتن داینامیک رِنج بالاتر می شود. توجه: در شکل بالا پیکسل ها را بدون صافی های رنگی مشاهده می کنید. بنابراین، در زمان نوردهی و با f-stop یکسان، پیکسل های بزرگتر تعداد بیشتری از فوتون ها را در خود ذخیره می کنند در نتیجه تصویر با کیفیت بیشتر و نویز کمتری تولید می شود. پیکسل های بزرگتر (با سنسور بزرگتر) پیکسل های کوچکتر (با سنسور کوچکتر) البته این نکته یک قانون همیشگی نیست، زیرا میزان نویز به کیفیت ساخت سنسور و اینکه نرم افزار داخلی دوربین چگونه اطلاعات سنسور را به عکس تبدیل می کند، نیز بستگی دارد. نکته بعدی اینجاست که اگر دو سنسور در زوم 100% میزان نویز یکسانی را نشان دهند، عکس حاصل از سنسور بزرگتر, چاپ بهتری دارد . این امر به این دلیل است که در پیکسل های بزرگتر، نویزها به نسبت کمتری بزرگ می شوند. هزینه تولید سنسورهای دیجیتال! هر چقدر اندازه سنسور بزرگتر شود، قیمت آن افزایش پیدا می کند، بطور مثال شما برای داشتن سنسور با اندازه دو برابر نسبت به سنسور حال حاضرتان، می بایست بیش از دو برابر قیمت سنسور فعلی تان پول پرداخت کنید. Silicon Wafer (تقسیمات سنسور کوچکتر) Silicon Wafer (تقسیمات سنسور بزرگتر) با دقت در روش ساخت سنسورها، می توان علت این قضیه را فهمید که هر سنسور، بخشی از یک ورق سیلیکونی بزرگتر به نام ویفر است که خود ویفر شامل تعداد زیادی ریزتراشه بوده و ارزشی برابر با هزارها دلار دارد. بنابراین هر چه ویفر از ریزتراشه های بیشتری برخوردار باشد، قیمت آن بالاتر می رود. از طرف دیگر، سطح وسیع سنسور، احتمال وجود پیکسل های سوخته در آن را تقویت می کند. همینطور است که سنسور باید از ریزتراشه های بهتری ساخته شود تا احتمال وجود پیکسل سوخته به حداقل برسد. باید این را هم در نظر گرفت که قیمت سنسورهای فعلی ممکن است در آینده با تولید سنسورهای بزرگتر کاهش پیدا کند اما نکته اینجاست که قیمت سنسورهای بزرگتر، همیشه گرانتر خواهد بود. سایر موارد بعضی از لنزها فقط بر روی سنسورهای با اندازه مشخص نصب می شوند و بعضی دیگر، توانایی نصب شدن بر روی سنسورها با اندازه های مختلف را دارند. لنزهای tilt/shift که در کنترل پرسپکتیو و عمق میدان تصویر تاثیر زیادی دارند، معمولا از نوع نخست می باشند. همچنین لنزهای فوق واید نیز برای کار با سنسورهای فول فریم تولید می شوند. جزئیات عکس و شاخص های تعیین کننده عمق میدان کمتر، در کار با سنسورهای بزرگتر بدست می آید، همچنین کار با سنسورهای بزرگتر باعث داشتن عکس های چاپ شده ای با کیفیت و جزئیات بیشتر می شود. از طرف دیگر، داشتن سنسورهای بزرگتر، بدین معنا نیست که شما عکس هایی با رزولوشن بالاتر خواهید داشت و وجود انکسار در تصویر هم هیچ ارتباطی با اندازه سنسور ندارد. به عبارت دیگر، حد نهایی گشودگی دهانه دیافراگم، تا قبل از بروز انکسار در تصویر، برای تمامی سنسورها یکسان است، اگرچه در نبود انکسار، شرایط متفات است. نکته مهم دیگر این است که اگر عمق میدان یک عامل محدود کننده باشد، هر چقدر اندازه سنسور بیشتر شود، با ثابت فرض کردن عامل حساسیت، زمان نوردهی بیشتر می شود که این قانون، بر روی عکاسی در شب و ماکروگرافی تاثیر منفی می گذارد، زیرا در این دو نوع عکاسی، عمق میدان زیاد و زمان نوردهی کم مورد نیاز است و این یعنی اگر شما بتوانید با دوربین قطع متوسط بر روی دست یک عکس را ثبت کنید، در شرایط مشابه برای ثبت همان عکس با دوربین قطع بزرگ، به سه پایه احتیاج پیدا می کنید. از طرف دیگر، نوردهی طولانی مدت با سنسورهای قطع بزرگ، خیلی هم برای عکس زیانبار نیست زیرا دوربین های قطع بزرگ بطور کلی نویز کمتری تولید می کنند و حتی با بزرگ کردن تصویر ثبت شده هم میزان نویز ایده آل است. بدون در نظر گرفتن اندازه پیکسل ها، سنسورهای بزرگتر، ظرفیت بیشتری برای ثبت نور دارند. به لحاظ نظری، سنسورهای بزرگتر با پیکسل های کوچکتر، به نسبت سنسورهای کوچکتر با پیکسل های بزرگتر، نویز کمتری تولید می کنند. این بدان دلیل است که نویز در دوربین هایی با رزولوشن بالاتر، کمتر افزایش پیدا می کند، حتی اگر تصویر ثبت شده توسط این دوربین ها در صفحه مانیتور نویزی تر باشد، در چاپ، از نویز کمتری برخوردار می شود. نتیجه گیری نهایی: بطور کلی، استفاده از سنسورهای بزرگتر منجر به کنترل و انعطاف پذیری بیشتری در خلق جلوه های هنری می شود، اما به علت نیاز به تجهیزات گرانتر، هزینه را بالاتر می برد. این انعطاف پذیری به عکاس امکان داشتن عمق میدان کمتری از آنچه در سنسورهای قطع متوسط تولید می شود می دهد، اما در عوض می بایست از میزان حساسیت – ISO – بالاتر به نسبت سنسورهای قطع متوسط و سه پایه دوربین استفاده کرد، در حالیکه با سنسور قطع متوسط هم می توان عمق میدانی تقریبا مشابه را بدون استفاده از سه پایه عکاسی ثبت کرد.

دورربین، اجزای داخلی دوربین را دقیق تر بشناسیم

kharazi 1615

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی مترجم : حشمت السادات نبوی نویسنده  : John Hedgecoe   “دوربین های SLRحرفه ای” معمولاَ زمانیکه برای خرید یک دوربینSLR سی و پنج میلی متری لوکس، هزینه ی بیشتری را نسبت به یک دوربین ساده پرداخت می کنید، دوربینی را خریداری کرده اید که دارای قابلیت های بیشتری است، مانند وسعت محدوده سرعت شاتر، امکانات اتوماتیکی بیشتر و بخشهای الکترونیکی پیشرفته تر. ولی توجه داشته باشید که همیشه صرف هزینه ی بیشتر، دستیابی به نتیجه بهتر را تضمین نمی کند. یکی از دلایل گران بودن بعضی مدلهای SLR، استفاده از مواد مقاوم تر درساخت آنها است، زیرا این دوربین ها طوری طراحی شده اند که در برابر استفاده ی روزمره ی عکاسان حرفه ای، دوام لازم را داشته باشند. اگر زندگی شما وابسته به دوربین عکاسی نیست، دلیلی وجود ندارد که هزینه ی بالایی را برای خرید یک دوربین با چنین ساختمان محکمی پرداخت نمایید. یکی از قابلیت های کلیدی این نوع دوربین ها، امکانات فوکوس(تنظیم فاصله) اتومات(خودکار) است. دوربین با آنالیز کامپیوتری تصویر، فاصله ی موضوع تا فیلم یا حسگر را تعیین می کند. این سیستم کاملا بی خطا نیست، از این رو باید همیشه اطمینان بیابید که آیا سیستم اندازه یاب،  به طور دقیق بر روی موضوع  مورد نظر شما فوکوس کرده یا نه. آشنایی با فوکوس اتومات می تواند تا حد زیادی به سهولت کاربرد دوربینهای SLR کمک نماید. زمانیکه به استفاده از فوکوس اتومات عادت کردید، متوجه می شوید که این فوکوس معمولاَ از فوکوس دستی دقیق تر است و همچنین می توانید به کمک آن بر روی موضوع هایی که با سرعت در حال حرکت و جابجایی اند فوکوس نمایید، چنانچه این کار بادست غیر ممکن است. این نوع فوکوس، بویژه برای افرادی مناسب است که دارای ضعف بینایی هستند. بهتر است بدانید که تمام دوربینهای SLR دارای فوکوس اتومات را می توان در مواقع لزوم، برای مثال در شرایطی که نور کم هست (زمان عکاسی از آتش بازی) به طور دستی، فوکوس کرد. حالتهای نوردهی به سطح حساس ( فیلم/ حسگر) با وجود حالت های مختلف نوردهی می توانیم از دوربین به روشهای مختلفی استفاده کنیم تا به بهترین طرز کار آن دست یابیم و یا آن را با موضوع تطبیق دهیم . حالت های نوردهی به فیلم تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارند، برای مثال اینکه آیا بوسیله ی دوربین (به صورت اتوماتیک ) انتخاب شده، یعنی دوربین تنظیم  شاتر و دیافراگم را انتخاب کرده و یا  کاربر به طور دستی آنها را برگزیده و یا در مسئولیت انتخاب آنها سهیم شده (تقدم شاتر یا دیافراگم ). جهت استفاده ی مؤثر از حالتهای نوردهی، دوربین باید دیافراگم و سرعت شاتر انتخاب شده را نمایش دهد تا بتوان تنظیم ها را متناسب بر روی آنها اعمال کرد. این اطلاعات باید در قسمت بیرونی دوربین (همانند صفحه ی LCD پایین ) و داخل منظره یاب قابل مشاهده باشد. اطلاعات نمایش داده شده بر روی صفحه ی LCD دوربین 1- سرعت شاتر(مسدودکننده) 2-روزنه دیافراگم 3- جبران نوردهی 4- حالت جلو رفتن فیلم 5- شماره فریم 6- تامین نیروی باطری 7- محدوده فوکوس 8-حالت نورسنجی 9- حالت اتو فوکوس 10- حالت نوردهی دوربین اتوفوکوس SLR پیشرفته مهمترین اجزا و تنظیماتی که می توان بر روی یک دوربین پیشرفته اتوفوکوس SLR دارای فرمت 35 میلی متری یافت در تصویر زیر نشان داده شده است . قسمت های اصلی این دوربین مشابه یک دوربین SLR ساده است. منتهی درمدل هم امکانات اتومکانیکی بیشتری وجود دارد و هم تنظیم های بیشتری برای کاربر ارائه شده است. 1- نمایشگر اطلاعات ( Top data panel ) بر روی این صفحه، اطلاعاتی از قبیل سرعت عملکرد پرده ی شاتر و میزان گشادگی روزنه دیافراگم انتخاب شده و همینطور شماره ی فریم فیلم نمایش داده می شود. 2-فلاش توکار (built-in flash) برخلاف اکثر دوربین های جیبی که دارای فلاش داخلی هستند، عمده ی دوربینهایSLR فلاش داخلی ندارند. چون قدرت این نوع فلاش ها کم است و محل قرارگیری آنها ثابت بوده و دارای کاربد محدودی هستند. البته آنها هنگام شب مفید هستند و همینطور وقت هایی که فلاشهای جانبی در دسترس نباشند. 3- پیچ جبران نوردهی (Exposure dial compensa) این پیچ یکی از تنظیماتی است که اجازه می دهد بتوانید بدون توجه به سیستم نورسنج داخل دوربین، بر روی تصویر اصلاحاتی انجام نموده و یا اثر ویژه ای خلق نمایید. 4- پیچ جبران فلاش (flash compensation dial) این امکان تنظیم پیشرفته، اجازه اصلاح نور فلاش را بوجود می آورد و این فرایند کاملاَ مستقل از فرایند نوردهی است. 5- محل اتصال  ( Pc terminal) این پایه کشویی که مخصوص اتصال فلاش به دوربین است، در بیشتردوربین های پیشرفته وجود دارد و زمینه ی اتصال این دوربین ها را به بسیاری از سیستم های فلاش و وسایل نورپردازی در استودیو فراهم می سازد PC مخفف “POWER  CORD” به معنای سیم برق است. 6- علامت گذاری (DX coding) از طریق تماس این حس گرها با نوار فلزی که برروی کارتریج فیلم قرار دارد، حساسیت فیلم برای سیستم نورسنج دوربین مشخص می شود. 7- سویچ حالت فوکوس (focus mode switch) به کمک این سویچ می توان تنظیم فوکوس را ازحالت اتومات به حالت دستی تغییر داد و همچنین مطابق با موضوع، بهترین حالت اتوفوکوس را انتخاب کرد. 8- موتور فیلم برگردان (Motorized film spooling) پس از هر بار نوردهی فیلم به کمک موتورهایی به سمت جلو برده می شود و پرده شاتر نیز به طور اتوماتیک به جای خود برمی گردد. این موتورها پس از آنکه رول فیلم تمام شد، فیلم را به دور حلقه برمی گردانند. 9-مسیر نور (light path) نور زرد، مسیرعبور نور منعکس شده از تصویر به داخل لنز سپس بر روی آینه، اطراف منشور پنج وجهی و در نهایت به منظره یاب را نمایش می دهد. زمانیکه آینه بالا می رود، نور به منشور می تابد. 10- لنز زوم اتوفوکوس (Autofocus zoom lens) در دوربین هایSLR اتوفوکوس، از لنزهایی استفاده می شود که دارای اتصالات الکتریکی و مکانیکی با بدنه ی اصلی دوربین هستند. از این رو اجزای لنز، برای فوکوس کردن تصویر می توانند از طریق موتورهایی تنظیم گردند. 11- دکمه ی پیش نمایش عمق میدان (Depth of failed preview) با استفاده از این تنظیم، کاربر می تواند دیافراگم را بر روی همان عددی که تنظیم شده، بسته نگه دارد و بدین ترتیب ارزیابی کند که چه مقدار از صحنه ی عکاسی در داخل تصویر روشن خواهد بود. 12- سویچ حالت فلاش (Flash mode switch) با استفاده از این سویچ می توان فلاشهای توکار دوربین و یا حتی فلاش های خارجی را که بر سر دوربین نصب می شوند، به حالتهای خاصی تنظیم کرد. برای مثال می توان آنها را طوری تنظیم کرد که حالت قرمزی چشم را از بین ببرند و یا برای خلق جلوه های خاصی با سرعت شاتر پایین، از حالت rear- curtain استفاده کنند. (در این حالت فلاش قبل از بسته شدن پرده ی دوم شاتر به موضوع می تابد و نتیجه کار ایجاد تصویری شبیه به روح است.) 13- حسگر گریپ (Grip sensor) خود دوربین می تواند تشخیص دهد که در حال حاضر از آن استفاده می شود یا نه، از این رو می تواند نمایشگرها را خاموش یا روشن کند، البته این کار را متناسب با شارژ باطری و جهت حفظ آن انجام می دهد. 14- پیچ تنظیم جلویی (Front control dial) این پیچ به تنهایی و یا توأم با سایر دکمه ها برای تغییر تنظیم ها دوربین بکار می رود. هنگام استفاده از این پیچ می توانید به یکی از صفحه هایLCD نگاه کنید و تغییرات اعمال شده را مشاهده کنید. 15- روشن کننده اتوفوکوس (AF illuminator) این لامپ در شرایط تاریکی، نور قرمزی را بر موضوع می تاباند تا سیستم اتوفوکوس دوربین بتواند راحت ترعمل کند. برد تابش نور این لامپ محدود است. 16-پیچ انتخاب حالت نوردهی (به فیلم/ حسگر) (Exposure made dial) به کمک این پیچ می توان تعیین کرد که حالت نوردهی چگونه تنظیم شود. یعنی سرعت شاتر و دیافراگم به طور اتومکانیکی بیشتری وجود دارد و هم تنظیم هایی بیشتری برای کاربر ارائه گردیده است. نمای پشت دوربین (Rear view of camera) تعداد دکمه های تنظیمی که در قسمت پشت دوربینهای SLR قرار دارد، در انواع مدل های این دوربین، بسیار متفاوت است. وقتی که ازمنظره یاب دوربین استفاده می شود، کارکردن با برخی از این دکمه های تنظیم، دشوار می شود. 17- صفحه ی کنترل (Navigation display) از طریق این نمایشگرLCD می توان اطلاعات مربوط به نحوه ی نوردهی به فیلم را مشاهده کرد. 18- سویچ (Eye start switch)  این سویچ، زمانیکه از منظره یاب دوربین استفاده نمی شود، سیستم ذخیره شارژ باطری را فعال می کند. 19- پیچ تنظیم پشتی (Rear control dial) با این پیچ فرمان می توان در میان فهرست های نمایش داده شده بر رویLCD پشت دوربین، مسیریابی کرده و به انتخاب حالت مورد نظر پرداخت. سیستم های نورسنجی (Exsposure metering system) اکثر دوربین ها، جهت سنجش نور منعکس شده از صفحه، دارای سیستم نورسنج داخلی هستند. دوربین به کمک اطلاعات بدست آمده، دیافراگم و سرعت شاتر مناسب را انتخاب می کند. برخی از دوربین های SLR دارای سیستم های نورسنجی متفاوتی هستند ولی برخی از آنها طوری طراحی شده اند که در شرایط نوری خاص بتوانند بهتر از بقیه مدل ها عمل کنند. 1- نورسنجی ماتریسی 2-نورسنجی مرکزی 3- نورسنجی نقطه ای

دوربین، تشریح عملکرد اجزای داخلی دوربین عکاسیSLR

kharazi 1945

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله:  راهنمای جدید عکاسی نویسنده :John Hedgecoe مترجم: حشمت السادات نبوی   دوربين های تك لنز انعكاسي(SLR) دوربين هاي تك لنز انعكاسي يا SLR يكي از كاربردي‌ترين دوربين هاي موجود در بازار است. به ويژه افرادي كه فيلم 35 ميلي متري استفاده مي كنند، مي توانند با تهيه اين نوع دوربين ها بدون نياز به خريد يك دوربين بزرگ يا گران‌قيمت، دوربيني را تهيه كنند كه از قابليت تنظيم بالايي نيز برخوردار است. خصوصيات دوربين هاي SLR سبب شده است كه اين دوربين ها نزد همه‌ي عكاسان، چه مبتدي، حرفه‌اي و يا حتي علاقه‌مندان به عكاسي به مراتب از ساير دوربين ها ﭘرطرفدارتر باشد. رمزﭘركار بودن دوربين هاي SLR 35 ميلي متري اين است كه سيستم آنها داراي قابليت ارتقا و تغيير جهت عكاسي از موضوع ‌هاي مختلف مي باشد. اكثر دوربين هايSLR داراي لنزهاي قابل تعويض هستند و به شما اين امكان را مي دهد كه زاويه ديد و بزرگنمايي موضوعي مقابل را تغيير دهيد. اصطلاح SLR برگرفته از سيستم رؤيت موضوع در اين دوربين ها است. اگر چه منظره‌ياب و لنز آنها در امتداد يك خط قرار ندارد، اما به كمك يك آ ينه و منشور امكان مشاهده‌ي تصوير از لنز(بدون كوچكترين تغيير) وجود دارد. آينه كه با زاويه‌ي 45 درجه در ﭘشت لنز قرار گرفته، هنگام گرفتن عكس به طرف بالا رفته واجازه مي دهد كه نور به فيلم بتابد. برتري اين سيستم آن است كه در آن تصوير ديده شده در منظره ‌ياب و آنچه بر روي فيلم ثبت مي شود، يكسان است و اما نقص آن اين است كه در لحظه‌ي گرفتن عكس، امكان مشاهده‌ي تصوير وجود ندارد. انواع ساده‌ي دوربين هاي SLR در مقايسه با انواع ﭘيچيده و گرانتر اين دوربين ها، عملكرد الكترونيكي و محدودتري دارند  ولي به هر حال، در همه‌ي آنها راه هاي مختلفي براي تنظيم ماهرانه‌ي سرعت پرده شاتر و روزنه ی ديافراگم وجود دارد. اين دسته از دوربين ها به عكاس اجازه مي دهند كه تا حد بسياري خلاقيت خود را در زمينه‌ي تنظيم و كنترل تصوير نهايي اعمال نمايد. سير نور در يك دوربين SLR به كمك سيستم تك لنزي دوربينهاي SLR، عكاس مي تواند، عكس را از طريق لنز مشاهده كند، اما تصوير رؤيت شده توسط عكاس نه وارونه است و نه ﭼﭗ و راست. در اين سيستم، عكاس، تصويري را در داخل دوربين مشاهده مي كند كه كاملاً با موضوع منطبق است. هنگامي كه از تصوير، عكسبرداري مي شود، به طور وارونه ثبت مي شود.   1- شاتر بسته، 2- دیافراگم باز، 3-آینه در قسمت پایین هنگامي كه تصوير موضوع را در داخل دوربين مشاهده مي كنيد، پرده شاتر در چالت بسته است، آينه پايين است و روزنه ديافراگم كاملاً باز است، لذا تصوير تا حد امكان روشن است. 1- آینه بالا، 2- دیافراگم بسته، 3-شاتر برای نوردهی زمانيكه دكمۀ شاتر را مي‌فشاريد، ديافراگم متناسب با اندازه‌اي كه تنظيم شده، بسته مي‌شود. آينه بالارفته و بدين ترتيب در منظره‌ياب چيزي ديده نمي‌شود. اولين ﭘردۀ شاتر به فيلم باز است باز شده و فيلم در معرض نور قرار مي‌گيرد. 1- آینه پایین، 2- روزنه دیافراگم باز ، 3-پرده شاتر بسته دو مرتبه شاتر بر روي فيلم بسته شده، آينه سرجاي خود مي‌افتد و ديافراگم دوباره كاملاً باز مي‌شود، طوريكه تصوير بعدي به طور واضح از منظره‌ياب ديده مي‌شود. ﭘرده‌هاي شاتر هم به جاي خود برمي‌گردند. SLR مبتدی تصوير زير قسمتهاي اصلي يك دوربين SLR معمولي با قيمت ﭘايين را نشان مي‌دهد كه داراي فرمت 35ميلي‌‌متري است و فوكوس(تنظیم فاصله) اتومات(خودکار) دارد. در تمامي دوربين هاي SLR، چه ديجيتال و يا فيلمي، اكثر امكانات نشان داده ‌شده در تصوير وجود دارد. 1-نمايشگر اطلاعات(Information screen) در اين قسمت مي‌توان، شماره فريم، وضعيت نورسنجي، عدد ديافراگم و سرعت عملکرد پرده شاتر و برخي مشخصات ديگر را مشاهده كرد. 2- دكمه عملکرد شاتر(Shutter release) از اين دكمه براي گرفتن عكس استفاده مي‌شود. با فشردن اندك اين دكمه همچنين نورسنج دوربين فعال مي‌شود و اطلاعاتي در اين زمينه بر روي منظره‌ياب نمايش داده مي‌شود. 3- ﭘيچ تنظيم سرعت عملکرد پرده شاتر(Shutter control dial) به كمك اين ﭘيچ مي‌توان مدت زمان نوردهي را بين 2000/1 ثانيه تا 2ثانيه به طور دستي تنظيم كرد. 4- صفحۀ وضوح تصوير (Focusing screen) هنگام تنظيم لنز از اين صفحه استفاده مي‌شود و به كمك آن عكاس مي‌تواند مشاهده كند كه چه زماني تصوير داراي وضوح كامل است. 5- ﭘيچ جبران نوردهي (Exposure compensation dial) ازاين دكمه زماني براي تنظيم ميزان نوردهي استفاده مي‌‌‌شود كه توجهي به سيستم نورسنجي اتومات دوربين نداشته باشيم و بخواهيم عمداً مدت زمان نوردهي را كاهش و يا افزايش دهيم. زمانيكه از لحاظ نوردهي در شرايط ﭘيچيده‌اي قرار داريم، ممكن است نورسنج دوربين دچار اشتباه گردد، لذا در اين شرايط نيز مي‌توان از اين دكمه استفاده كرد. 6- تنظيم روزنه ی ديافراگم (Aperture control ring) به كمك اين حلقه مي‌توان قطر روزنه ی ديافراگم لنز را به طور دستي تنظيم كرد. 7- حلقۀ تنظيم وضوح دستي (Manual focusing ring) اين حلقه را بايد آنقدر چرخاند تا موضوع  اصلي را به طور واضح از منظره‌ياب مشاهده كرد. 8- حلقۀ زوم (Zoom ring) با ﭘيچاندن اين حلقه به طور دستي مي‌توان به زاويۀ ديد مطلوب دست يافت. 9- اجزاي داخلي لنز(Interanl lens elements) لنز در حقيقت مجموعه‌اي است از چندين عدسي مختلف كه قابليت حركت به سمت جلو و عقب دارند. از اين ويژگي لنز براي ايجاد وضوح و بزرگنمايي تصوير استفاده مي‌شود. 10- ديافراگم (Diaphragm) با باز و بسته كردن روزنه ديافراگم مي‌توان اندازۀ قطر ديافراگم را تنظيم كرد و بدين صورت ميزان روشني تصوير منعكس شده بر روي فيلم تعيين مي‌شود. 11- منشور ﭘنج وجهي (Penta prism) به كمك يك قطعه شيشۀ ﭘنج‌ وجهي، تصوير تشكيل شده بر روي آينه كه حالت وارونه و ﭼﭖ و راست دارد، برگردانده شده و به طور صحيح از منظره‌ياب مشاهده مي‌شود. 12- آينه (Mirror) آينه، تصوير تشكيل شده بر روي صفحۀ وضوح تصوير را منعكس مي‌نمايد و بدين ترتيب امكان مشاهدۀ آن را از منظره‌‌‌ ياب بوجود مي‌آورد. 13- فيلم برگردان (Film respooling) در بسياري از دوربين هاي SLR، ﭘس از هر بار نوردهي، فيلم بوسيلۀ يك موتور داخلي ﭘيچيده مي‌شود و زمانيكه فيلم تمام شد، به حلقۀ فيلم برگردانده مي‌شود، اما در برخي از دوربين ها بايد فيلم را به طور دستي جلو برد. 14- فيلم (Film) متداولترين شكل فيلم، فيلم 35 ميلي‌متري است  اما دوربين هاي SLR ديجيتال، APS  و فيلم هاي قطع متوسط هم وجود دارند. 15- محفظۀ باطري (Battery chamber) برق مورد نياز براي موتورها و بخشهاي الكترونيكي دوربين از طريق باطري تأمين مي‌شود.   1- سطح منظره‌ياب (Through the viewfinder) جزئيات نورسنجي معمولاً در حاشيه و يا قسمت ﭘايين منظره‌ياب بر روي يك نمايشگرLCD مينياتوري نمايش داده مي‌شود. از قسمت مركزي منظره‌ياب نيز براي ﭘيدا كردن نقطۀ وضوح دقيق استفاده مي‌شود. منظره‌ياب و محفظۀ فيلم (The view finder and film chamber) در قسمت ﭘشتي دوربين هاي SLR، منظره‌ياب قرار دارد كه در آن مي‌توان تصوير را مشاهده كرد و علاوه بر منظره‌ياب، يك محفظۀ مقاوم در برابر نور نيز وجود دارد كه محل قرار گرفتن فيلم است. با گرفتن هر فريم عكس، فيلم از دور يك حلقه به دور حلقه‌اي كه در طرف ديگر دوربين است، ﭘيچيده مي‌شود. تنها زماني كه شاتر كانوني كنار می رود، نور به فيلم مي‌تابد. اين نوع شاتر داراي دو ﭘرده است. ﭘردۀ اول مسير نور از لنز به فيلم را باز مي‌كند، در حاليكه ﭘردۀ دوم اين مسير را مسدود مي‌كند. 2- منظره‌ياب (view finder) تصويري كه از طريق لنز داخل دوربين تشكيل مي‌شود را مي‌توان از طريق منظره‌ياب رؤيت كرد و همچنين اطلاعات حاصله از نورسنجي دوربين را نيز مي‌توان از روي LCD منظره‌ياب بازخواني كرد. 3-شاتر كانوني (Focal plane shutter) اين نوع شاتر(مسدود کننده)، درست جلوي فيلم قرار گرفته و شامل يك جفت ﭘردۀ ﭘارچه‌اي و يا فلزي مي‌باشد. يكي از ﭘرده‌ها براي قرار گرفتن فيلم در معرض نور كنار مي‌رود و ﭘردۀ دوم براي بستن مسير نور استفاده مي‌شود. ﭘس هر دو ﭘرده براي نوردهي بعدي سر جاي خود برمي‌گردند. 4- نحوۀ فيلم گذا‌ري دوربين (Film loading mechanism) حلقه ای در محفظه‌اي كه محل استقرار كاست فيلم است قرار مي‌گيرد، از مقابل پرده شاتر عبور كرده و دور حلقۀ برگردان فيلم ﭘيچيده مي‌شود.

دوربین، آشنایی با ساختار دوربین عکاسی

kharazi 3059

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله:  راهنمای جدید عکاسی نویسنده :John Hedgecoe مترجم: حشمت السادات نبوی دوربین: با اطلاع ازنحوه ی کار دوربین می توانید از تمامی امکانات یک دوربین استفاده کرده و عکس هایی فرا تر از انتظار خود به وجود آورید. همچنین هنگام انتخاب دوربین می تواند با اطلاعات بیشتری تصمیم بگیرد که چه نوع دوربینی نیاز دارید: دوربین دیجیتال، جیبی، SLR و یا یک دوربین خاص. دوربین چیست؟ در مقایسه با سایر لوازمی که در دنیای مدرن امروز استفاده می شود، شاید دوربین عکاسی یکی از ساده ترین آنها باشد. طرز کار اکثر دوربین های پیشرفته، بیشتر مکانیکی است تا الکترونیکی و تعداد بسیاری از عکس هایی که مورد توجه یک فرد علاقه مند به عکاسی است، تنها با دو یا سه تنظیم ساده تهیه شده اند. با این وجود، علی رغم این سادگی ظاهری، امروزه صدها نوع دوربین مختلف با طراحی های بسیار متنوع وجود دارند. دوربین ها به لحاظ پیچیدگی دارای طیف گسترده ای هستند و مشخصه های متفاوتی دارند از این رو قیمت آنها نیز می تواند معادل یک ماشین حساب جیبی باشد تا یک اتومبیل کاملا جدید امروزی. اجزای دوربین : در مجموع دوربین ها، چه از نوع معمولی که با فیلم کار می کنند و یا از نوع دوربین های دیجیتال دارای حسگر، از قسمت های مختلفی تشکیل شده اند. اولین قسمت دوربین که در مسیر عبور نور از شی به دوربین قرار گرفته، لنز نام دارد. لنز، بازتاب های پراکنده (از سوی شی یا موضوع) را به صورت تصویری واضح و درخشان بر روی صفحه کانونی یا همان صفحه ای که محل قرار گیری فیلم یا حسگر دیجیتال است، منتقل می کند. در حقیقت لنز، ترکیبی است از چندین عدسی مختلف که در کنار هم قرار گرفته اند. زمانی که نور مستقیماً از لنز به فیلم یا حسگر می تابد، معمولاً به منظره یاب مجزایی نیاز است که در آن لحظه بتوان از آنجا تصویر را مشاهده کرد. در برخی موارد، منظره یاب دیگری به جز همان پنجره ی اصلی وجود ندارد، ولی گاهی اوقات یک صفحه نمایشگر کوچک بر روی دوربین قرار گرفته که موضوع مورد نظر در کادر دوربین را نشان می دهد. در هر دوربین عکاسی دو قسمت اصلی و قابل تنظیم، به نامهای: شاتر و دیافراگم تعبیه شده است. از طریق روزنه ی دیافراگم، نور وارد دوربین می شود. در بیشتر دوربین ها اندازه باز و یا میزان بسته بودن آن دیافراگم متغییر است لذا می توان میزان نور و مدت زمان نور دهی را تنظیم کرد. دومین وسیله تنظیم زمان نور دهی، شاتر است. دریچه ای که مدت زمان باز ماندن آن به طور دقیق قابل کنترل بوده و باز هم بر میزان زمان نوری که به صفحه کانونی می رسد، تأثیر می گذارد. دوربین Pinhole: ساده ترین شکل دوربین جعبه ای است با یک سوراخ گرد بسیار کوچک بر روی یک وجه آن. طی قرن ها، نقاشان و طراحان با استفاده از همین تکنیک ابتدا تصویر موضوع مقابل خود را ظاهر نمودند، سپس از روی آن تصاویری را ترسیم می کردند. در آن زمان هنوز فیلم اختراع نشده بود ولی این جعبه تاریک عکاسی ما در به تهیه تصویر ثابت، خاص خود بود. با استفاده از یک جعبه و یا حتی یک قوطی بیسکوئیت و ایجاد یک روزنه کوچک بر روی آن و یک ورق کاغذ سیاه و سفید عکاسی (به همان صورت که در تاریکخانه استفاده می شود) می توان دوربین pinhole ساخت و تصاویر را ثبت کرد. سرعت شاتر را نیز می توان با  باز و بسته کردن همان روزنه بسیار ریز کنترل کرد، این کار معمولا ًبا بالا و پایین رفتن یک زبانه انجام می گیرد. طبق معمول عمل نوردهی نیز، برای لحظه ای انجام می شود. کلیه مراحل گذاشتن فیلم، درآوردن و ظهور آن در تاریکی و یا در زیرچراغ تاریکخانه صورت می گیرد. موضوع عکاسی: نور بازتاب شده از موضوع، تصویر قابل مشاهده ای را به وجود می آورد که می توان از طریق عمل عکاسی آن را ثبت نمود. نحوه ی کار دوربین: نمودار مقابل اجزای اصلی یک دوربین معمولی را نشان داده و نحوه ی کار هریک را توضیح می دهد. بیشتر این اجزا در کلیه دوربین ها استاندارد بوده و ارتباطی به قیمت دوربین ها و نوع دیجیتالی یا معمولی بودن آنها ندارد. 1- لنز: نور های منعکس شده از شی یا موضوع را جمع کرده و هر پرتو نور را تبدیل به نقطه ای بر روی صفحه ی کانونی می کند. طی این فرآیند، تصویر وارونه می شود. 2- دیافراگم: اندازه دیافراگم معمولاً همانند اندازه ی مردمک چشم قابل تغییر است تا بتواند مقدار نور رسیده به سطح فیلم یا حسگر را تنظیم کند. در دوربین های مبتدی اندازه روزنه ی دیافراگم ثابت است. 3- شاتر(مسدود کننده): مدت زمان قرار گرفتن سطح فیلم یا حسگر را در معرض نور را تنظیم می کند. معمولاً پرده ی شاتر تنها برای کسری از ثانیه باز می شود ولی در موارد خاص، گاهی اوقات نور دهی دقیقه ها و یا ساعتها به طول می کشد. 4- صفحه ی کانونی: سطحی است که تصویر بر روی آن منتقل می شود و همان محل قرار گرفتن فیلم یا حسگر دیجیتال است. 5- مفهوم فاصله کانونی: “فاصله کانونی” درجه بزرگنمایی و زاویه دید لنز است. هر قدر فاصله کانونی بیشتر باشد، زاویه دید محدودتر می گردد و لنز می تواند تنها بخش کوچکی از منظره مقابل خود را ثبت نماید. بدین ترتیب نسبت به زمانی که از لنز کوتاه تر استفاده می کنیم، تصاویر بزرگتری از موضوع خواهیم داشت. فاصله کانونی یک لنز ساده تقریباً اندازه طول لنز است، اگر چه بسیاری از لنزهای زوم هستند  که اندازه فاصله کانونی در آن ها متغییر است. 6-تصویری که با لنز فاصله کانونی کوتاه گرفته شده است. 7- تصویری که با لنز فاصله کانونی بلند گرفته شده است. تنظیم زمان نور دهی: یکی از مهم ترین خصوصیات دوربین عکاسی، تنظیم میزان نوری است که باید به فیلم یا حسگر دیجیتال بتابد. دوربین می تواند میزان نور وارده از دیافراگم یا سرعت شاتر و یا هر دوی آن ها تنظیم کند. فرآیند نوردهی همانند عمل ریختن آب در یک لیوان است. لیوان نقش فیلم یا حسگر دیجیتال را دارد و آب هم همانند نور است . برای پر کردن لیوان (نور دهی فیلم)، شیر آب را باید به طورکامل یا نیمه، باز کرد (دیافراگم)، میزان آب خارج شده از شیر برمدت زمانی که لازم است شیر باز بماند تا لیوان پر شود، تأثیر می گذارد (سرعت شاتر).

ثبت عکسهايي زیبا در قطع مربع

kharazi 3371

موضوع : ترکیب بندی منبع مقاله:  نشریه فتو پلاس دوربین های قطع متوسط و كوچك مانند Holga و Diana و نیز برنامه های گوشی های هوشمند مانند Instagr.am، بیش از هر زمان دیگری، باعث محبوبیت عكس های قطع مربع شده اند. در عصر دیجیتال، عكاسی در قطع مربع برخلاف عكاسی فیلمی (آنالوگ)، هنوز مورد علاقه ی عكاسان است.   تاریخچه ای كوتاه دوربین های قطع مربع از زمان های خیلی قدیم وجود داشته اند. نخستین نوع این دوربین ها در سال 1929 توسط Rollei عرضه شد. دلیل استفاده از قطع مربع در آن زمان به طور احتمال كار با دوربین های دو لنزی بوده است. در آن زمان برای ثبت عكس باید از درون یك ذره بین متمركز روی یك صفحه نمایش كه در بالای دوربین تعبیه شده بود نگاه می كردید. این دوربین فقط می توانست در حالت عمودی مورد استفاده قرار گیرد كه این شکل استفاده عکاس را محدود می کرد و به طبع بسیار آزار دهنده بود. عكاسانی مانند: ریچارد اودون(Richard Avedon)، اروینگ پن(Irving Penn)، روبرت دونیو(Robert Doisneau) از این دوربین استفاده می كردند. دایان آربوس(Diane Arbus) از یك دوربین انعكاسی دولنزی مامیا استفاده می كرد. همه ی این عكاسان در قطع مربع موضوع خود را نگاه می کردند و عكس می گرفتند.   هاسلبلاد در سال 1984 دوربین 1600F كه یك دوربین قطع مربع متوسط بود را تولید كرد و تا سال 2002 كه دوربین های دیجیتال H-System را عرضه كرد، ‌همچنان به ساخت دوربین های فیلمی در قطع مربع ادامه داد. دوربین های آنالوگ هاسلبلاد خیلی باكیفیت بودند و تا چند دهه ی پیش، اكثر عكاسان حرفه ای آتلیه از این دوربین استفاده می كردند. یكی دیگر از دلایل محبوبیت این دوربین ها، به جز كیفیت، قطع مربع آنها بود. با این دوربین قادر بودید به طور مثال یك پرتره بگیرید و كمی فضای خالی در اطراف موضوع باقی بگذارید تا بعد از عکاسی با برش فضای اضافی، كادر عكس را به طور دلخواه ایجاد كنید. حداكثر استفاده از لنز لنز دوربین یك دایره ی نوری به نام دایره ی تصویر را روی حسگر(سنسور) یا سطح حساس (نگاتیو) ایجاد می كند. سنسور یا نگاتیو قطع مستطیل قادر نیست به طور كامل از دایره ی تصویر استفاده كند و همیشه بخشی از فضا بلااستفاده می ماند اما قطع مربع از این دایره ی تصویر خیلی بهتر استفاده می كند. یك سنسور یا نگاتیو دایره ای می تواند به بهترین نحو از دایره ی تصویر استفاده كند اما تاكنون چنین سنسور یا نگاتیوی خلق نشده است.   استفاده از قطع مربع برای ایجاد عكسی در قطع مربع چهار راه اصلی وجود دارد: 1- از یك دوربین قطع متوسط مانند Rolleiflex, Mamiya یا Hasselblad استفاده كنید. می توانید نگاتیو را در تاریك خانه ظهور و چاپ كنید یا توسط یك اسكنر مسطح با كیفیت آنها را اسكن كنید تا در نرم افزار فتوشاپ از آنها استفاده كنید. اكثر عكاسانی كه خودشان عكس هایشان را ظاهر و یا چاپ می كنند، از فیلم سیاه و سفید استفاده می كنند زیرا چاپ آن از فیلم رنگی خیلی آسانتر است. 2- از دوربین های آنالوگ قطع كوچك مانند Holga یا Diana استفاده كنید. در اینجا هم می توانید عكس هایتان را چاپ یا اسكن كنید. برخی دوربین های قدیمی تری نیز وجود دارند كه از قطع مربع استفاده می كنند، مانند دوربین های Robot Star كه روی فیلم 35 میلیمتری، تصویر نگاتیو 24 در 24 ایجاد می كند. 3- از تلفن های دوربین دار استفاده كنید و با استفاده از برنامه هایی مانند: Hipstamatic یا Instagr.am، قطع عكس هایتان را مربع كنید. 4- با استفاده از یك دوربین دیجیتال جیبی، حرفه ای یا متوسط، عكس بگیرید و سپس در نرم افزار ویرایشگر فتوشاپ قطع آن را تبدیل به مربع كنید. برخی از دوربین های دیجیتال در حالت Live View عكس هایی در قطع مربع ثبت می كنند. اگر دوربین تان فقط در قطع مستطیل عكس می گیرد، می توانید با اصلاح کادر(كراپ كردن) عكس ها در نرم افزار فتوشاپ، آنها را مربع كنید. دو روش برای این كار وجود دارد. اول اینكه عكس تان را از همان ابتدا با این هدف بگیرید كه می دانید قرار است در محیط نرم افزاری ویرایشگر آن را کادره(كراپ) كنید. دوم اینکه به بایگانی عكس های خود سری بزنید، شاید عكس هایی باشند كه با اصلاح کادر(كراپ كردن)، زیباتر شوند. من این كار را انجام دادم و خیلی از عكس هایم زیباتر از آنچه بودند، شدند. این كار از نظر من نوعی ساده كردن است. وقتی یك فیلم 35 میلی متری را به قطع مربع تبدیل می كنید، در واقع یك سوم عكس را حذف می كنید. دو سوم اصلی عكس باقی می ماند و در نتیجه عكس بهتری ایجاد می شود.   عكس بالا مثالی از این فرآیند است. یكی از مزایای كار با دوربین دیجیتال 35 میلی متری، قابلیت تبدیل عكس های آن به قطع مربع است و در عین حال قطع 35 میلی متر را نیز از دست نمی دهید. پس در اینجا، هم می توانم از قطع مستطیل استفاده كنم و هم از قطع مربع، تا ببینم كدام یك، عكس های من را زیباتر می كنند. تركیب بندی امروزه با وجود تكنولوژی دیجیتال در انتخاب اندازه مورد نظر محدودیتی وجود ندارد (با استفاده از دوربین دیجیتال، اندازه عكس تان به هر اندازه ای كه بخواهید در می آید)، پس چرا كسی باید از قطع مربع استفاده كند؟   یكی از جذابیت های اصلی قطع مربع، تركیب بندی آن است. عكس های مربع، زیبایی ویژه ای دارند كه عكس های مستطیل فاقد آن هستند. نگاه بیننده در عكس مربع، به جای اینكه از سمتی به سمت دیگر (یا از بالا و پایین) حركت كند، در دایره ای حول موضوع می چرخد. فضای خالی كمتری اطراف موضوع وجود دارد. فقط كافی است موضوع را در مركز عكس قرار دهید تا به زیبایی دیده شود. به نظر می رسد قطع مربع برای عكس های پرتره، ‌منظره، اجسام بی جان، معماری، جزئیات و انتزاعی خیلی مناسب است. تمام این موضوع ها، ‌هنری هستند و به همین دلیل قطع مربع برای عكاسان هنرهای زیبا خیلی جذاب است. من مطمئن هستم اغلب عكاسان حرفه ای و خوش ذوق، عكس های قطع مربع را می پسندند. ثبت عكس های زیبا در قطع مربع را فرا بگیرید و هنگام عكاسی در قطع مستطیل، از نكات مربوط به تركیب بندی قطع مربع استفاده كنید. مشكلات قطع 35 میلی متر یكی از مشكلات ابعاد 3در2 در دوربین های 35 میلیمتری دیجیتال، طول مستطیل آن است. برای درك این موضوع، هنگام عكاسی از یك منظره، دوربین تان را کمی بچرخانید تا عكسی عمودی ثبت كنید.   مشاهده می كنید كه بالا و پایین كادرتان خالی می ماند و در این شرایط پر كردن كادر كار دشواری است. به همین دلیل عكاسان از دوربین های قطع متوسط یا بزرگ استفاده می كنند. پر كردن مستطیل كوتاهتر، آسان تر است. هنگامی كه به طور كامل مستطیل را برش دهید، به قطع مربع دست پیدا می كنید. کادر مربع یعنی همان اصل ساده کردن و زیباتر کردن عکس. به طور مثال این عكس را ببینید كه در اندازه مربع زیباتر جلوه می كند. هنگام ثبت این عكس، نمی دانستم كه با این همه فضای خالی اطراف مجسمه چه كار بایستی بكنم! ابتدا فكر كردم كه از فضای خالی به عنوان كادری برای موضوع استفاده كنم اما حالا احساس می كنم كه این فضای خالی خیلی زیاد است و اگر با كراپ، به قطع مربع تبدیل شود بهتر است. در این حالت، مجسمه فضای بیشتری از كادر را به خود اختصاص داده و چشم به جای اینكه در محیط اضافی اطراف سرگردان شود، جزئیات مجسمه را بهتر می بیند (اطراف مجسمه هیچ عنصر بصری جذابی وجود ندارد). مطمئن هستم افرادی هستند كه اندازه ی اصلی عكس را به عكس كراپ شده ترجیح می دهند. این بخشی از لذت عكاسی است. هیچ قانون ثابتی وجود ندارد، به طور معمول بیش از یك راه برای ثبت موضوع می توان یافت و عقاید ما برای انتخاب تكنیك مؤثر در عكاسی، متفاوت است.   شكل   چه تعداد شكل در این عكس ها می بینید؟ استفاده از اشكال هندسی مانند: دایره، ‌مربع، مستطیل یا مثلث در عكس های قطع مربع، یك تركیب بندی قوی به وجود می آورد. این نوع تركیب بندی در قطع مربع از هرگونه قطع مستطیل زیباتر است. اشكال در حالت سیاه و سفید خیلی بهتر دیده می شوند زیرا رنگ وجود ندارد كه نگاه را منحرف كند. همچنین اشكال هندسی، ساده هستند. به سادگی موجود در طراحی این عكس ها توجه كنید. طراحی و تعادل عكس های قطع مربع، برخلاف مستطیل، نوعی تعادل ذاتی دارند. مربع یك شكل به شکل كامل استوار است و در مقایسه با یك مستطیل عمودی، واژگون نمی شود.   احتمال می دهم که نمی دانید كه در قطع مربع نیز باید از قانون یك سوم در تركیب بندی استفاده كنید یا خیر. من پیشنهاد می كنم كه استفاده نكنید. بهتر است قانون یك سوم را در عكس های قطع مربع به شکل كامل فراموش كنید. قانون یك سوم تنها یك راهكار است كه به آن نسبت طلایی نیز می گویند و در مستطیلی با نسبت ابعاد 1.618:1 ( شبیه به نسبت 3به2 در قطع 35 میلی متر) كاربرد دارد. به عبارت دیگر این قانون برای فیلم 35 میلی متر طراحی شده است و لزومی ندارد در قطع های دیگر مورد استفاده قرار گیرد زیرا در این صورت كادرتان به نوعی اجباری یا فرمولی به نظر می رسد به جای استفاده از قانون یك سوم، روی تعادل عكس تان تمركز كنید. آیا عناصر بصری موجود در عكس در كنار یكدیگر و در كنار فضای خالی، به خوبی قرار گرفته اند؟ عكس بالا و دیگر عكس هایی كه من انتخاب كرده ام نشان می دهند كه قرار دادن موضوع در وسط كادر قطع مربع، نتیجه ی خوبی درپی دارد. یكی از مزایای قطع مربع این است كه به آسانی می توان از فضای موجود در كادر استفاده كرد. آزمایش كنید، موضوع را در موقعیت های مختلفی درون كادر قرار دهید تا بهترین حالت را پیدا كنید. به ویژه اگر قصد دارید یك فیلم 35 میلی متری را در نرم افزار ویرایشگر فتوشاپ یا لایت روم كراپ كنید، می توانید موضوع را در موقعیت های گوناگون قرار داده و بهترین مكان را برایش انتخاب كنید. نتیجه گیری از این مقاله قبل از ورود دوربین های عكاسی دیجیتال به بازار مصرف، اگر به عكس سیاه و سفید علاقمند بودید باید با دقت روی تاریكخانه و تجهیزات مناسب برای ظهور یك فیلم و چاپ یک عكس با كیفیت سرمایه گذاری می كردید اما عكاسی دیجیتال به سادگی عكس سیاه و سفید را در اختیار تمام كسانی قرار داد كه به این نوع عكاسی علاقه داشتند. عكس قطع مربع نیز به همین ترتیب است. شما می توانید به سادگی عكس هایتان را در نرم افزارهای ویرایشگر تصویر كراپ كنید و دیگر نیازی نیست كه دوربین های قطع متوسط یا مربع تهیه كنید. همه می توانند عكاسی با این قطع را تجربه كنند. فقط از این كار لذت ببرید و عكس هایی ثبت كنید كه دیگران نیز از آنها لذت ببرند. گالری برخی از عكس های قطع مربع مورد علاقه ام را برای نشان دادن به شما در اینجا آورده ام. تمام این عكس ها در ابتدا مستطیل بوده اند و من خودم آنها را – یک به یک – در نرم افزارهایی که پیش از این نام بردم به قطع مربع تبدیل كرده ام. من از دیدن آنها لذت می برم امیدوارم شما هم از این سادگی و از این قطع لذت ببرید.        

ده راهكار برای درك و به كارگیری بافت در عكس

kharazi 8969

موضوع : ترکیب بندی منبع مقاله:  نشریه فتو پلاس نویسنده : کامرون نایت ده راهكار برای درك و به كارگیری بافت در عكس بافت ها به صورت اشكال طبیعی و نیز اشكال ساخته دست بشر در همه جا وجود دارند و در ثبت عكس هایی چشمگیر و زیبا فرصت فوق العاده ای را برای عكاس مهیا می كنند. اما چگونه به بهترین شكل بافت را در عكسهای مان به كار ببریم؟ در این مقاله نكات گوناگونی را برای درك بهتر عنصر بافت را در میان عناصر بصری و هنرهای تجسمی و استفاده از آن در تركیب بندی عكس اشاره می كنیم. 1- بافت چیست؟ به طور كلی صورت و سطح هر شكل یا شئی دارای ظاهری ویژه است كه درک آن از طریق لمس کردن و احساس بصری امکان پذیر است که به نتیجه آن درک ” بافت ” می گویند. در هنرهای تجسمی درك و احساس بافت های گوناگون از نظر نرمی، خشنی، سردی، سکون و هموار یا ناهموار بودن معمولاً با دیدن و به صورت بصری اتفاق می افتد و به دو صورت ترسیمی و تصویری پدید می آید. بافت های ترسیمی: از تغییرتراکم، تکرار و ترکیب خط‌ها و ترکیب‌های مختلف تیره- روشنی و لکه‌های رنگ (مانند نقاشی) بوجود می آید. بافت های تصویری: این بافت ها معمولاً از اشكال و اشیای طبیعت به صورت واقع نما ساخته و پرداخته می شوند و ممکن است با دیدن آنها احساسی را كه از طریق حس لامسه تجربه كرده ایم به ما منتقل کنند. در عکاسی، بافت ها از اشكال و رنگ ها و اشیای اطراف ما می توانند به سادگی و طبق الگویی منظم یا نامنظم در عکس تکرار شوند. استفاده از بافت، روش مناسبی برای یك تركیب بندی خوب در عكس است و اگر به طور مؤثر مورد استفاده قرار گیرد، یك عكس معمولی را به عكسی زیبا و چشمگیر تبدیل می كند. بافت ها همه جا، در محیط های طبیعی و مصنوعی، در اطرافمان هستند. یك عكاس ابتدا باید بافت را پیدا كند و سپس از آن برای بهبود كارش استفاده كند.   2- چرا بافت در ترکیب و ارزش بصری یک عکس مفید است؟ بافت ها به طور نا محدود در اطرافمان حضور دارند. نمی توان گفت چه بافتی خوب و كدام ناکارآمد است و بنابراین مزیت شان بنا بر سلیقه شخصی شما به عنوان یک بیننده است. مثلا یك بافت می تواند یك ساختار قوی، یك زمینه ی كاملا مشخص، تكرار چشمگیر عناصر، یا رنگی باشد كه به عكس جان می بخشد. استفاده از بافت ارزش كارتان را در تصویر افزایش می دهد. بافت نگاه عكاسانه را در شما تقویت می كند و درك ما را از ارتباط میان اشكال، رنگ ها و خطوط در تمام زوایای عكاسی افزایش می دهد. برای افزایش بافت در عكس به هیچ تجهیزات خاصی نیاز ندارید، تنها یك نگاه آموزش دیده و كسب دیدگاه برای استفاده از بافت در عكس كافی است.   3- انواع بافت را در كجا می توان پیدا كرد؟ خیلی سخت است كه بگویم انواع بافت ها را در كجا پیدا می شود؟ زیرا بافت در هر زمان و موقعیتی وجود دارد. فقط باید در زندگی روزمره به اطرافمان توجه كنیم و حتما یك دوربین همراهمان باشد. برای این تجربه نزدیك ترین محل یا موقعیت را برای خود انتخاب و امتحان كنید. من تضمین می كنم كه نمونه های خوبی از بافت را پیدا خواهید كرد. نكته مهم زاویه ای است كه عكسبرداری می كتید. در مقیاس كوچك به اندازه ی كافی به بافت نزدیك شوید تا تمام جزییات را ثبت كنید. اما اغلب بافت ها در مقیاس بزرگ پدیدار می شود و بهترین زاویه برای عكاسی آنها، زاویه ی بالا یا قائم است، پس اگر در توانتان است به ارتفاع بروید و از دید یك پرنده به آن نگاه كنید.   4- بافت منظم برخی بافت های مناسب برای عكاسی، اشكال، خطوط و رنگ هایی هستند كه آرایشی منظم دارند. یك كادر بسته از خطوط روشن یا یك آرایش منظم هندسی، عكسی زیبا و چشمگیر خواهد شد. نظم قرار گیری عناصر به عكس چنین جذابیتی می بخشد. بافت مكرر معمولا قبل از مداخله ی عكاس خودش را نشان می دهد. لازم نیست بافت را در عكس خلق كنید بلكه بافت موجود را بیابید و با استفاده از زاویه ی مناسب و خطوط، عكستان را ثبت كنید.   5- بافت نا منظم گاهی تصور می کنیم بافت حتما باید از خطوط صاف تشكیل شود تا مشخص شود اما این درست نیست! در درجه اول بافت در طبیعت به صورت نامنظم دیده می شود و بر خلاف بافت منظم،‌ عكاس باید بافت را با مجموعه ای از خود عناصر خلق كند. منظورم این نیست كه اشیا را برای ایجاد یك بافت مشخص جابه جا كنید، بلكه با استفاده از نگاه عكاسانه و زوایای مختلف، بافت را با توجه به شرایط موجود بیابید. این جنبه ی خلاقانه، عكاسی از بافت نا منظم را نسبت به بافت منظم خیلی دشوارتر ساخته است اما به عكاس آزادی عمل می دهد تا بافت مورد نظرش را از هرآنچه كه می بیند خلق كند.   6- بافت های پنهان در طبیعت را بیابیم! در طبیعت محدوده ی بی پایانی از هر بافت موجود است. شكل ساده ی قرارگیری سنگ ها، خطوط درختان یا رگبرگ ها همگی به سادگی قابل عكاسی هستند. حتما هم در مقیاس بزرگ و هم در مقیاس كوچك جست و جو كنید. اغلب جزئیات موجود در عناصر طبیعی بافت های جذابی را خلق می كنند و ماسه سنگ های بزرگ با انواع لایه ها و رنگ های رسوبی موضوع خوبی برای عكاسی با این عنوان هستند.   7- نگاه را در کشف بافت های مصنوعی تربیت کنیم! حالا که دیگر بافت های منصوعی را شناختیم بایستی سعی کنیم تا نگاه مان را در یافتن اینگونه بافتها تربیت کنیم. بافت های مصنوعی را به واسطه همین اصول می توان در عكاسی از بافت ها یافت و از آنها در پیراییدن عکس و اثرمان استفاده كنیم. جزئیات موجود در آجركاری و یا سنگ فرش ها فرصت مناسبی برای عكاسی از بافت هستند، اما هنگامی كه از بالای یك آسمان خراش به شهری شلوغ نگاه می كنید نیز بافت های جالبی پیدا می كنید. ساختمان ها محل مناسبی برای شروع هستند و خیلی از عكاسان معماری از بافت استفاده كرده اند زیرا اغلب ساختمان ها مجموعه ای از سازه های منظم یا بافتی از پنجره ها دارند. ماشین ها و یا حتی مردم نیز می توانند موضوع های عكاسی از بافت باشند، مخصوصا هنگامی كه به طور منظم در صف هایی منظم قرار داشته باشند یا زمانیکه دور هم جمع می شوند. با این حال عكاسی مورد علاقه ی من از بافت های مصنوعی از زاویه ی دید پرنده است. مثلا هنگامی كه از بالا به یك كافه یا یك سقف نگاه می كنم . پس اگر می توانید به ارتفاع بروید و محیط خود را از منظر دید یک پرنده ببینید و نگاه تان را در یافتن بافت های منظم تربیت کنید.   8- به اصول تركیب بندی در بافت توجه کنیم. هنگام استفاده از بافت، با دقت به اصول تركیب بندی توجه كنید تا تاثیر عكس تان را به حداكثر ممکن برسانید. نخستین نكته ی مهم این است كه تمامی سطح كادرتان را با سطوحی از بافت پر كنید تا تاثیر و زیبایی عكستان را افزایش دهید زیرا در این صورت – اغلب – هیچ عنصر اضافی در عكس وجود نخواهد داشت. همچنین باید زوایای مختلفی را برای عكاسی از بافت مورد نظرتان امتحان كنید. از برخی اشكال و خطوط باید مستقیم عكس گرفت، با ساختاری منظم، در حالیكه برخی از بافت های مرتبط از زاویه ی خلاقانه تر بهتر به نظر می رسند و نمود پیدا می کنند. در اطراف و محیط خود بچرخید و چشم بیاندازید و انواع زوایا را به چشم جوینده ببینید تا بهترین را انتخاب كنید. آخرین جنبه ی مهم این نکته، تركیب بافت با فضای داخل كادر است. می توان با استفاده از رنگ ساده یا فضای طبیعی و یا طیفی ساده از یکی از رنگها در زمینه، سطح بافت را در میان عناصر کادر تعریف کرد و تاكید بیشتری بر بافت كرد.   9- به اصل تفكیك بافت پایبند باشیم پس از اینكه در یافتن بافت های منظم و نامنظم مهارت كسب كردید، بحث تفكیك بافت را هم امتحان كنید. مسئله تفکیک بافت یعنی بافت را با عنصری خلاف قاعده در كادر عکس تركیب كنید تا بر جذابیتش هر چه بیش و بیشتر بیافزایید، مثلا كادری از ردیف مدادهای قرمز را تصور كنید كه در جایی از آن یك مداد آبی وجود داشته باشد. چنین موقعیتی را به سادگی می توان ایجاد كرد اما یافتنش در طبیعت در نخستین گام ها شاید خیلی ساده و راحت نباشد. اگر به درستی از این موضوع استفاده كنید، مخصوصا اگر یك عنصر انسانی در كادر حضور داشته باشد، عكسی بسیار زیبا خلق خواهید كرد، پس اگر چنین كادری را خارج از خانه دیدید با دوربینی که همیشه همراه دارید بلافاصله عكس بگیرید.   10- بافت و اصل خلاقیت را توام کنید مثل همیشه اصول اولیه را به خوبی فرا بگیرید و سپس از خلاقیت تان در بکارگیری این اصول استفاده كنید. هرگز نمی توانید پیش بینی كنید كه كی و كجا بافتی را می بینید! پس همیشه، در اطراف محیط زندگی و یا داخل شهر، دوربین تان را همراه داشته باشید و به دقت به اطراف نگاه كنید! حتما از زوایای مختلف، نور و تنوع تركیب بندی استفاده كنید و اگر در حین یافت و پرداخت و مرحله برخورد با موضوع به قدر لازم و كافی جسارت دارید فراموش نکنید که بافت های مختلف را با هم در یك كادر تركیب كنید.

نكاتي در رابطه با تركيب بندي در عكاسي

kharazi 2432

موضوع : ترکیب بندی منبع مقاله: نشریه فتو پلاس نویسنده : کامرون نایت تركیب بندی در عكاسی به معنی نحوه ی قرار دادن عناصر بصری در محیط عكس است. شما می توانید از موضوع فاصله بگیرید یا به آن نزدیك شوید. این شما هستید که به عنوان یک عکاس تصمیم می گیرید كه با توجه به ویژگی های بصری لنزها با فواصل کانونی گوناگون، از چه لنزی استفاده كنید. مهارت های اولیه تركیب بندی قابل یادگیری هستند و هدف از طرح این مقاله، شناساندن ابزاری است كه به آموخته های شما می افزاید زیرا همین ابزار، عناصر تركیب بندی در عکس هستند. هر فصل این مقاله نكته ظریفی در خود جای داده است كه در شرایط مختلف می توان از هر یک از آنها استفاده كرد. توصیه به استفاده از قانون یك سوم در عكاسی زیاد از عبارت ” قانون یك سوم ” استفاده می شود و توضیح های مختلفی را درباره این قانون شاید تا به امروز شنیده باشیم. ما در این بخش تنها به بیان دو تعریف از این قانون بسنده می کنیم. ابتدا در كادر عكس خود یك tic-tac-toe board (جدول بازیXO) درست كنید. سوژه ی اصلی شما یا یكی از خصوصیات مهم این موضوع را در محل تقاطع این خط ها قرار دهید. در مرحله دوم، عكس خود را به سه بخش افقی و عمودی تقسیم كنید (درست مانند بالا). موضوع باید در یك سوم كادر‌ افقی یا یك سوم كادر عمودی قرار گیرد، دقت کنید که در یکی از دو مورد ذکر شده کفایت می کند نه در هر دوی این موارد. پس اساسا،‌ بهتر است كه موضوع را در وسط كادر قرار ندهید. زیرا بر خلاف آنچه در مرحله ابتدایی ذهن تور می شود جایگیری موضوع در این نقطه از حداقل باورپذیری و مانایی و همچنین مقبولیت زیبایی بصری برخوردار است. همانطور كه در عكس زیر می بینید،‌ سوژه در تقاطع خطوط قرار گرفته است. این باعث می شود كه نگاهتان در كادر حركت كرده و محیطی كه كودك در آن بازی می كند با چرخش ذهنی نگاه، با تحرک و نشاط بیشتری دیده شود. تكرار عناصر بصری (ریتم بصری) عكاسی مانند شكار است. اگر نگاه شما تربیت شده باشد تمام محیط خود را فرم گونه می بینید. در نتیجه، این نگاه به دنبال فرم و عناصر تركیب بندی است. قانون یك سوم روشی از تركیب بندی است كه این نوع كادربندی، عكس شما را کنترل می كند، اما ریتم بصری چیزی ست كه به دنبالش می گردید و پیدایش می كنید. قانون یك سوم در ترکیب عناصر در کادر – تقریبا – در تمام شرایط قابل استفاده است اما ریتم بصری همیشه و در همه شرایط در دسترس نگاه عکاس نیست! به عبارتی می توان ریتم بصری را حاصل تکرار عناصر بصری همگون و همسان دانست. به چیزهایی كه هر روز می بینید، فكر كنید. ردیف پرچم ها یا جعبه های چیده شده، صف كودكان ایستاده،‌ تعدادی بادكنك و … وقتی با این عناصر مواجه می شوید از آنها عكس بگیرید تا ریتم را با وجود تکرار یک گونه شکل، فرم، رنگ و… نشان دهید. این عكس دستان گره خورده دو نفر در حین نیایش و دعا را نشان می دهد که با شباهت بسیار زیادی در فرم و سایه ایجاد شده، گونه ای از فرم را تداعی می کند. به نظر تكرار دست ها در عكس گویای پیوستگی و تعادل است. خطوط هدایت گر عملکرد خطوط راهنما در یک سطح بصری مانند عکس مانند ریتم بصری است. برای اینکه این خطوط ابزاری در تركیب بندی عکس شما به شمار می آیند كه باید به دنبالش گشت و پیدایش كرد. البته نمی توان هر کجا آنها را یافت و به كار گرفت. هر خط قوی كه در عكس باشد نگاه بیننده را از یك نقطه به نقطه ای دیگر هدایت می كند و این همان ابزاری است که در انتقال مفهوم عکس در اختیار عکاس است. نگاه به طور طبیعی خطوط را دنبال می كند. خطوط راه آهنی را تصور كنید كه فردی در راستای آنها به سوی شما می آید. خطوط راه آهن نگاه شما را به سوی فرد هدایت می كنند. به دنبال لبه های قفسه ها، خطوط جاده، حتی سیم های تلفن و یا یك حصار باشید. خطوط را طوری تنظیم كنید كه به سوی موضوع اصلی و مورد نظر شما حركت كنند. معمولا نزدیك شدن به خطوط خوب است. اگر خطوط روی زمین هستند جرات کنید و به زمین نزدیك شوید. اگر خطوط روی یك دیوار هستند به دیوار نزدیكتر شوید اما حتی اگر قصد استفاده از خطوط را ندارید سعی کنید که به آنها توجه كنید. خطوط به همان سادگی كه نگاه بیننده را به سمت و سوی سوژه هدایت می كنند، می توانند به شکل معکوس عمل کرده و از آن دورش كنند. در این عكس، خطوط راه آهن، نگاه بیننده را از كارگر راه آهن به سوی تصادف قطار پشت سرش هدایت می كنند. قاب کردن عکس در دست و نگاه مردم که قرار می رسد، قاب گرفته می شود تا ضمن زیبایی، بر آن تاکید کرده و توجه دیگران را به آن جلب كنند. شما هم می توانید از همین روش در ثبت و ارایه عكس هایتان استفاده كنید. معمولا اگر از جنبه ی دیگری به آن فكر كنید آسانتر می شود. به طور مثال از بین اشیاء دنبال موضوعی باشید كه از میانشان می شود عكسی گرفت. در جست و جوی پنجره، میله های یك حصار باشید حتی شكل هایی كه افراد با دست و پایشان می سازند. هنگام استفاده از این روش، كوچكترین حركت، تفاوت زیادی به وجود می آورد. فقط چند میلیمتر، تاثیر عمیقی در شکل گیری آنچه در عکس می نشیند، خواهد داشت. در عكاسی استفاده از تمام این روش ها و نكات در ساخت تصویر شما مؤثرند. به مفهوم موردنظر و بیان بصری مورد هدف فكر كنید و از مناسبترین ابزاری كه در اختیار دارید، بیشترین استفاده را ببرید. در عكس بعدی،‌ كودك در میان خطوط قاب چرتكه قرار گرفته است. در این مثال،‌ این قاب تنشی را به وجود می آورد كه همه ما از روزهای حل تكالیف ریاضی به خاطر داریم. موقعیت سنجی در عکس (پلان بندی) عكاسی به عنوان یك هنر و یک رسانه، محدودیت هایی در خور ویژگی های خود دارد. در بازنمایی واقعیت، عكاسی در اكثر مواقع زمان را نمی تواند به طور مستقیم نشان دهد. فیلم زمان را نشان می دهد، اما نه فیلم و نه عكس به دلیل برخورداری از سطحی دوبعدی هیچکدام به شکل واقعی، عمق را نشان نمی دهند (مگر اینكه از نرم افزار و یا فناوری های 3D استفاده شود) اما راه هایی برای این مورد وجود دارند. پلان بندی باعث می شود که عكس تان عمق و بعد به خود بگیرد و بیشتر سه بعدی به نظر آید. با استفاده از عنصری در پیش زمینه، عنصری در پس زمینه و عنصری در بین این دو می توانید به عكستان عمق و بعد دهید. موضوع می تواند در هر یك از این موقعیت ها کارگردانی شده و قرار گیرد. اگر هركدام از این پلان ها اطلاعاتی به داستان عكس اضافه كنند عكستان بیان تصویری کامل تر و بهتری به خود خواهد گرفت. در این تصویر، كودكی كه روی زمین نقاشی می كشد عنصر پیشزمینه است و روایتی از یک فعالیت گروهی دارد اما كودك پشت سرش مسئولیت پلان زمینه را در عكس داشته و عمقی به عکس اضافه كرده كه نشان می دهد این كودك در یك فعالیت گروهی شركت كرده و بیننده با دورنمای و نمای نزدیک این فعالیت گروهی در یک عکس مواجه می شود. نقاط روشن نقاط روشن نیز مانند خطوط راهنما یا همان هدایت کننده ها، رفتار طبیعی چشم انسان را توصیف می كنند. چشم انسان به طور طبیعی مجذوب بخش های روشن تصویر می شود. این موضوع می تواند در عکاسی ما بسیار مفید باشد. به طور مثال مانند یك چهره ی روشن در زمینه ای تاریك اما مشكل ساز نیز هست، مانند یك لامپ روشن در پیشزمینه هنگامی كه موضوع به اندازه ی كافی روشن نیست شما می توانید از این نكته به عنوان بخشی از تكنیك های کاربردی در تركیب بندی استفاده كنید. البته بهتر است هنگام عكاسی این نكته را به یاد داشته باشید تا از وجود یك عنصر اضافی در عكس جلوگیری كنید. در این عكس، این روش اغراق شده است زیرا موضوع با لباس های رنگی در بخش روشن قرار دارد در حالی كه بقیه ی تصویر بسیار تاریك است. فضای منفی فضای منفی به بخش خالی از عناصری بصری در سطح تصویر گفته می شود كه به طور معمول از نظر رنگ، روشنی با موضوع در تقابل است. این روش یك جدایی واضح در تصویر خلق می كند. بسته به نحوه ی استفاده، فضای منفی می تواند در عكس انسجام و یا آشفتگی ایجاد كند و البته گاهی وقت ها می تواند عامدانه بوده و جهت انتقال مفهوم می تواند به شکل آگاهانه مورد بهره برداری در عکس به کار گرفته شود. كارهای هنری و عكس های معروف بسیاری از این روش استفاده كرده اند اما این عنصر بصری نیز باید در استودیو ایجاد و یا در طبیعت پیدا شود و به شایستگی استفاده شود. در این عكس،‌ آسمان فضای منفی است و باعث تعادل ساختمان ها در قاب عکس می شود اما به نظر می رسد در چپ و راست، ساختمان ها به سمت بالا در حركتند و به فضای منفی کمی فشار می آورند و شاید بتوان ادعا کرد که فضای منفی در نوع عکاسی و نگاه هر عکاس و بیننده ای می تواند عارضه ای برای تقویت ویا آزار چشم هایشان تلقی شود. انتخاب نقطه وضوح (Focus) چشمان ما را آنکه کارگردانی کرده از ساختمانی برخوردار کرده است که خیلی سریع بر روی اجسام در فواصل گوناگون تمركز می كنند به طوریكه ما معمولا متوجه نمی شویم اجسام نزدیك تر یا دورتر از چیزی كه به آن نگاه می كنیم، واضح نیستند. طرز كار دوربین متفاوت است. یك عكس خوب تعاریف گوناگونی می تواند داشته باشد،‌ اما اغلب عكسی است كه اجسام را طوری به بیننده نشان می دهد كه در حالت عادی نمی بینند. ما در زندگی روزانه به چیزی كه چشم مان رویش تمركز كرده توجهی نمی كنیم، پس انتخاب و فوكوس مناسب می تواند باعث پیشرفت در هدف عکاسی مان شود. نقطه فوكوس معمولا با استفاده از عمق میدان وضح كم به دست می آید. عمق میدان وضوح تصویر در عکس (depth-of-field) با بسته و یا باز شدن روزنه یا دریچه دیافراگم تعیین می شود. برای عمق میدان وضوح كم، دریچه ی دیافراگم را تا جایی كه ممكن است باز كرده، به عبارت دیگر،‌ به پایین ترین عدد f نیاز دارید. اگر با موضوع عمق میدان وضوح تصویر آشنا نیستید، توضیحش خیلی دشوار نیست فقط نیاز به کمی دقت با چاشنی تمرکز دارد، پس من در اینجا آنرا توضیح نمی دهم اما پیدا كردن اطلاعات در موردش سخت نیست. در این عكس، من از عمق میدان وضوح كم استفاده كردم و نقطه ی فوكوس را روی دختربچه قرار دادم تا توجه بیننده را به او جلب کرده و با این ترفند، از محیط پیرامونش جدایش كنم. ارتفاع یا زاویه دوربین اغلب شنیده ایم كه عكس خوب اجسام را به شیوه ی دیگری به بیینده نشان می دهد. با این وجود نگاه بیننده عادت كرده است كه اجسام را از زاویه ی هم سطح و هم ارتفاع چشم خود ببیند. پس تغییر ارتفاع و زاویه ی دوربین در حین مواجهه با موضوع به عكس تان جلوه ی خاص و اغلب خوبی می دهد. روی صندلی بایستید و منظره را از بالا نشان دهید. روی زمین بخوابید و از پشت ویزور یا همان چشمی دوربین به بالا نگاه كنید. قواعدی نیز هنگام تغییر زاویه و ارتفاع دید وجود دارند كه باید به خاطر داشته باشید. افرادی كه از زاویه ی پایین عكسبرداری شده باشند با قدی بلندتر، قوی تر یا مسلط تر به نظر می رسند در حالی كه افرادی که از زاویه ی بالا عکاسی شده باشند كوچك، ضعیف و آسیب پذیر به نظر می رسند. این همان چیزی است كه افراد معمولا به طور ناخودآگاه دریافت می کنند و در ناخودآگاه خود به آن پی می برند و باور شان نیز در اثر همین مواجهه شکل می گیرد. بزرگسالان عینا از بالا به کودکان نگاه می کنند و وقتی کودک بودیم عینا از پایین به بزرگترها نگاه می کردیم. از این موضوع برای پیشرفت نگاه تان استفاده کنید. با استفاده از این نکته، تفاوت آشكاری را مقایسه خواهید کرد و یا یک بعد دیگر به داستان عکس خود می افزایید. استفاده از لنز عکاسانی که با علاقه بسیار در آغاز مسیر تجربه عکاسی اند به طور معمول فاصله کانونی لنز خود را بر اساس فاصله شان تا موضوع انتخاب می کنند. اگر به موضوع نزدیک باشند فاصله کانونی را زیاد می کنند و اگر نسبت به موضوع فاصله داشته باشند، فاصه کانونی لنز دوربین خود را كاهش می دهند. با توجه به اهداف این مقاله، تصور کنید که فقط دو لنز در اختیار داریم: یک لنز واید و یک دستگاه هم لنز تله. این لنز ها علاوه بر اینکه در ظاهر فاصله ی اشیا را کم و زیاد می کنند، خصوصیات ویژه ی دیگری نیز دارند که این خصوصیت ها در شکل گیری و خلق عناصر عکس ما دخالت مستقیم و تمام دارند. همانطور که قبلا گفتم، در شرایطی که هر دو لنز دریچه دیافراگم و فاصله یکسانی نسبت به موضوع داشته باشند، عمق میدان وضوح تصویر در لنز تله از لنز واید کمتر خواهد بود. لنزهای تله خصوصیت ویژه ی دیگری نیز به نام فشرده سازی و یا تراکم دارد. تراکم باعث می شود اجسام دور و نزدیک نسبت به یکدیگر نزدیکتر از آنچه در واقعیت وجود دارند، به نظر آیند. لنز واید هم درست نقطه مقابل این ویژگی را دارا است و در صورتیکه شما در حین عکاسی به موضوع نزدیک شده باشید، باعث می شود بیننده عکس شما نیز همین حس نزدیکی با موضوع را در برخورد بصری با عکس داشته باشد و احساس کند که به موضوع نزدیکتر شده است. یکی دیگر از این خصیصه ها این است که لنزهای واید بخش بیشتری از پیشزمینه را در بر می گیرند، در حالیکه لنز های تله برای حذف پیشزمینه استفاده می شوند. در این عکس، صحنه ای را مشاهده می کنید که با استفاده از لنز واید و لنز تله عکاسی شده است. همانطور که به کمک خطوط مشاهده می کنید، در هر دو عکس، در بالای کادر سر دختر و در پایین کادر لبه ی آرم قرار دارد و این نشان از برابری حجم موضوع در عکس است. برای استفاده از لنز تله از موضوع فاصله گرفتم و با لنز واید به آن کمی نزدیک شدم. شما می توانید تفاوت آنچه را با عنوان دخالت و تاثیر فاصله کانونی در عکاسی می نامیم در این دو عکس به وضوح ببینید، مثلا اندازه ی نسبی آرم به دختر در کادر و میزان پیشزمینه قابل رویت است. گاهی لازم است که خودتان به موضوع نزدیک و یا از آن دور شده و فاصله بگیرید. برای انجام این تمرین، لنز دوربین خود را کاملا زوم کنید و سپس خودتان تا جایی به عقب بروید که به کادر مورد نظرتان برسید. از سوی دیگر، می توانید لنز خود را واید کرده و خودتان به سوژه نزدیک شوید تا برابری تصویری موضوع را در کادر داشته باشید. نتیجه گیری این مقاله تمام عناصر ترکیب بندی را تحت پوشش قرار نداده است. زاویه ی دوربین، آشنایی با فواصل کانونی و استفاده از لنزها به شکل موکد در نوع و جنس ترکیب بندی عکس موثر است. بایستی که باور کنیم با ابزاری که در اختیار داریم امكان خوبی برای شروع، خلق کردن و فهمیدن عکس های عالی خواهیم داشت. فقط کافی است به یاد داشته باشیم تمامی قوانین برای این وضع شده اند که روزی شکسته شوند. در هر عکسی نباید از قانون یک سوم استفاده کرد اما به دنبال نوعی از عناصر ترکیب بندی باشید که به طور طبیعی در جهان پیرامون تان رخ می دهند، مانند خطوط راهنما و تکرار عناصر بصری و نیز به خاطر داشته باشیم که اجسام را طوری به بیننده نشان دهید که تا پیش از این ندیده باشد و این یعنی عکاسی از نگاه من و شما. حالا تمرین ترکیب بندی در عکاسی و چیدمان عناصر موضوع را در سطح و وسعت کادر آغاز کنید.

جاگذاری موضوع در کادر

kharazi 2016

موضوع : ترکیب بندی منبع مقاله: راهنمای جدید عکاسی مترجم: فرانه ساروق فراهانی   در تصاویر لنداسکیپ (افقی) یکی از کانونهای توجه ، افق است . برای ایجاد تعادل مناسب ، خط افق را در یک سوم کادر قرار دهید . اگر تصویری می گیرید که خورشید زیبایی در آن قرار دارد ، دو سوم فضای کادر را به خورشید اختصاص دهید . موضوعات اصلی در تصویر به ندرت یک نقطه کوچک را اشغال می کنند. در تصاویر پرتره صورت ، عضو اصلی موضوع است . سعی کنید صورت طبق قانون یک سوم ها جا گذاری شود. دقت داشته باشید که موضوع کاملا در مرکز قرار نگیرد . در این تصویر افق و کلیسا به صورت آگاهانه درمرکز تصویر قرار داده شده اند. این ترکیب بندی برروی انعکاس آب و آرامش فضاتاکید می کند .             در این تصاویر قانون نقطه طلایی و یک سوم ها رعایت شده است . هنگامی عکاسی پرتره معمولا روی چشم تاکید می شود. در این تصویر دو موضوع مرد رومانی و کلیسای چوبی در دو گوشه یک قطر کادر مستطیلی قرارداده شده اند.

ترکیب بندی در عکاسی

kharazi 1994

موضوع : ترکیب بندی منبع مقاله: راهنمای جدید عکاسی مترجم: فرانه فراهانی           یک عکاس خوب علاوه بر جستجوی موضوع برای عکاسی ، باید به ترکیب بندی صحیح تصاویر خود دقت کند، تا بتواند موضوع و ایده مورد نظر خود را تاکید کند. برای رسیدن به یک تصویر کامل راههای متفاوتی وجود دارد. به طور مثال به تصاویر اهرام ثلاثه مصر توجه کنید . در این تصویر افرادی که در پیش زمینه قرار دارند با استفاده از ایجاد فاصله میان دور و بین آنها ، به صورت آگاهانه کوچک شده اند . در این حالت عظمت هرم و آسمان بیشتر نمایان است. در این ترکیب بندی قرینه ، هرمها درزمان غروب خورشید ثبت شده اند . خورشید در تصویر قرار نگرفته و شتر سوار درمرکز قرار دارد . افق به صورت آگاهانه در پایین کادر قرار داده شده است تا روی آسمان تاکید شود.   همیشه بدنبال منظره ای از زوایای مختلف باشید .در این عکس هوایی ، افق تقریبا در بالای تصویر قرار گرفته است و هرمها به صورت فاصله دار نشان داده شده اند.   در این تصویر ، هرمها و پشته خاک یک زمینه متقارن برای موضوع به وجود آورده اند . موضوعات فوتوژنیک و زیبایی محلی می تواند به این مناطق تاریخی جلوه ویژه ای دهد. این تصویر که از هرم پله ای گرفته شده است برروی اندازه و صلابت هرم تاکید می کند. افرادی که در تصویر هستند به سختی مشاهده می شوند ، در حالی که سنگهای پیش زمینه کاملا بزرگ هستند. قرار دادن هرم در پس زمینه تصویر ابوالهل ، بافت تصویر را تغییر داده . همچنین براندازه و شکوه مجسمه تاکید می شود . رنگ آبی آسمان ترکیب بندی را قوی تر می کند. هنگام عکاسی از اهرام قرار ندادن توریستها و واگنها در تصویر کار بسیار سختی است . اما عکاسی از این زاویه و فاصله اهرام را در حالت صد سال گذشته نمایان می سازد. در این تصویر سیلوئت(ضد نور) ، دوربین برای ثبت یک عکس عمودی چرخیده است. در اکثر فرمتها تغییر کادر افقی به عمودی یا بالعکس آسان ترین راه برای افزودن تنوع ترکیب بندی تصاویر محسوب می شود.

عکاسی پرتره

kharazi 3517

موضوع : پرتره منبع مقاله: wikipedia مترجم: حشمت السادات نبوی عکاسی پرتره (چهره پردازی) عبارت است از ثبت شکل یک فرد و یا تعداد محدودی از افراد بوسیله عکاسی، که البته در این نوع عکاسی عموما تاکید برروی چهره و حالات چهره است . هدف عکاسی پرتره، نمایش شکل، شخصیت و حتی خلق و خوی افراد می باشد. در عکاسی همانند سایر انواع چهره پردازی ، تمرکز عکاس برروی چهره ی فرد است ؛ اگر چه ممکن است تمام بدن و پس زمینه در عکاسی نیز در عکس دیده شود . معمولا پرتره ، یک عکس فوری نیست ، بلکه تصویری کادر بندی شده از یک فرد در حالت ساکن است . بیشتر اوقات ، پرتره ، تصویر فردی است که مستقیما به دوربین نگاه می کند. تاریخچه عکاسی پرتره عکاسی پرتره ازهمان بدو اختراع و رواج دوربین بوجود آمده است . تهیه عکس پرتره ، روشی ارزانتر و دست یافتنی تر از نقاشی پرتره است که تا قبل از رواج دوربین برای ثبت تصاویر چهره های سرشناس استفاده می گردید. در اواسط قرن نوزدهم ، هزینه ی نسبتا پایین عکسهایی که با تکنیک داگرئوتیپ گرفته می شوند، سبب رواج این سبک در چهره پردازی گردید. ( این روش ، اولین سبک عملی عکاسی است که در آن تصویر برروی صفحاتی از جنس فلز یا شیشه تشکیل می شد. نام مخترع این سبک لوئیس داگر است ) به سرعت در شهرهای بسیاری در سرتاسر دنیا، آتلیه هایی دایر گردیدند که برخی از آنها روزانه بیش از 500عکس می گرفتند . این سبک اولیه با چالشهای فنی نظیر طولانی بودن زمان نوردهی مواجه بود. سوژه ها معمولا در مقابل پس زمینه های ساده قرار گرفته و نور پردازی به آنها از طریق تابش نور ملایم از پنجره ی بالای سر آنها و انعکاس نورهای موجود به کمک آینه صورت می گرفت . با پیشرفت تجهیزات عکاسی، امکان گرفتن تصاویر با مدت زمان نوردهی کوتاهتر بوجود آمد و عکاسان آزادی عمل بیشتری بدست آوردند و بدین ترتیب توانستند سبکهای جدیدی در عکاسی پرتره ابداع نمایند. با گسترش تکنیکهای عکاسی، عکاسان پا از آتلیه فراتر گذاشته و استعدادهای خود را به سمت میادین جنگ ، آن سوی آبها و مناطق دوردست سوق دادند. چند تن از عکاسان معروف با برپایی آتلیه های متحرک و عکاسی در مناطق مختلف، چهارچوبهایی را برای عکاسی پرتره و عکاسی در میادین جنگ وضع نمودند. از بین آنها می توان به آتلیه متحرک ویلیام شو به نام Daguerrotype saloon ، آتلیه Photographic Van راجر فنتون و …. اشاره کرد. نمونه ای از یک پرتره خانوادگی در اواخر قرن نوزدهم . به آداب سوگواری مردگان در آن دوره که در این عکس خانوادگی به تصویر کشیده شده ، توجه نمایید. مرقد کودک متوفی را می توان در پس زمینه مشاهده کرد. دو نفر از زنان نیز به نسبت آن زمان لباس مشکی پوشیده اند . نورپردازی پرتره زمانی که عکس پرتره در داخل آتلیه گرفته می شود ، عکاس هنگام کادر بندی برروی نور کنترل داشته و می تواند مسیر و شدت آن را تنظیم نماید. انواع نورهایی که اساس نورپردازی را تشکیل می دهند عبارتند از نور اصلی، نورهای پرکننده ، نورهای جدا کننده و نورهای پس زمینه. نور اصلی ، اولین منبع نورپردازی پرتره را تشکیل می دهد که باز زاویه 45درجه در سمت چپ یا راست سوژه قرار می گیرد اما امکان تابش آن از بالا یا پایین نیز وجود دارد. نور پرکننده معمولا در مقابل نور اصلی قرار میگیرد ولی فاصله آن از سوژه دورتر است و یا شدت آن کمتر است . از این نور برای ملایم کردن سایه های تند بوجود آمده با نور اصلی استفاده میشود. نورهای جداکننده که به نورهای مو و اطراف سوژه نیز معروفند؛ به موی سوژه نور می تابانند . به کمک این نور، عکس عمق بیشتری می یابد و می توان از آن برای جداکردن سوژه از پس زمینه استفاده کرد. نورهای پس زمینه ، نورهایی هستند که به سوژه ارتباطی ندارند و برروی پس زمینه می افتند. آنها می توانند جلوه های جذابی را برروی پرده های یکنواخت پس زمینه بوجود آورده و یا موجب شوند که پس زمینه کاملا سفید به نظر آید . در عکاسی مدرن معمولا از انواع فلاش برای نورپردازی استفاده می شود . عموما نور لازم برای چهره پردازی یا از داخل یک چتر به سمت سوژه برگشته و به آن می تابد ، یا با استفاده از سافت باکس . در واقع سافت باکس فلاشی است در داخل یک محفظه که وجه های آن به رنگ تیره و قسمت جلویی آن به رنگ روشن است . [ لذا نور داخل این محفظه از اطراف به سمت جلو منعکس می گردد.] نوری که بدین صورت به پرتره می تابد ، نور ملایم تری بوده که ماحصل آن عکسهای دلچسب تری است . نورهای پس زمینه و همچنین نورهایی که به مو می تابند معمولا مانند نورهای فوق پخش نمی شوند . کنترل تابش نور به سایر بخشهای سوژه از اهمیت بالایی برخوردار است . به کمک نور شبکه ای و نور موضعی عکاس می تواند نور را به هر نقطه ای که می خواهد متمرکز کند. گاهی اوقات با قرار دادن ژلهای رنگی در مقابل نورهای پس زمینه می توان پس زمینه ها ی رنگی جالبی بوجود آورد. v تکنیکهای متعدد دیگری نیز در عکاسی پرتره وجود دارد . معمولا بهتر است که چشمها و صورت سوژه دارای وضوح کامل بوده و بقیه قسمتها را که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند، در حالت نیمه محو قرارداد. البته گاهی اوقات ممکن است در یک ترکیب بندی ، پرتره ی اجزای خاصی مانند دستها، چشمها و یا بخشی از تنه مد نظر باشد.  

لنز های آینه ای

kharazi 3892

موضوع : ابزارشناسی نویسنده : ایمان میری لنزهای آینه ای ابزارهای نسبتا مناسبی هستند که همواره در پشت ازدحام چراغ قرمز محبوبیت، تلاش می کنند. این لنزها با فاصله کانـونی(f) بلند، ابـعاد کوچک، وزن کـم و قــیمت مناسب گزینه هایی محتمل برای جایگزینی لنزهای انکساری موجود در بازار می باشند. ساخـتار آنها، ترکیبی از انـعکاس و انـکسار نور را با محوریت آیــنه رقم می زند و چیزی مشابه تـلسکوپ های انعکاسی یا کاتادیـوپتریک هستند. در تفهیم تاثیر حضور آینه در این لنزها، می توان به نقش ویژه آن در دوبرابر کردن فاصـله کانونی به وسیله دو نـیم کردن مسیر نور در فرآیند انعکاس اشاره کرد، که در نتیجه از لحاظ اندازه نسبت به لنزهای معمول بسیار کوچکتر می باشند. عمده لنزهای آینه ای از فاصله کانونی حدود 500 mm با دیافراگم (F) بین 5.6 تا 8 بهره می برند. این لنزها از ساختار اپتیکی ترکیبی با نام کاتادیوپتریک استفاده می کنند که در واقع همان تکنولوژی مرسوم در تلسکوپ های نجومی است. نبود عدسی های متعدد در ساختار این لنزها مزایایی اساسی داشته که از آن جمله می توان به نبود ابیراهی رنگی (Chromatic Aberration) اشاره کرد. در عین حال باید دانست یک لنز انکساری با فاصله کانونی 500mm حداقل 20 عدسی داشته و کمینه طول آن نیز معادل فاصله کانونی آن خواهد بود. تا اینجا احتمال دارد به خرید یکی از این لنزها ترغیب شده باشید؛ اما عجله نکنید! در ادامه مواردی وجود دارد که لازم است پیش از خرید یکی از این لنز ها بدانید … !!! اگر چه این لنـزها از نظر ابعاد کوچک و البته سبـک هستند، ولی اندازه به نسبـت بزرگ آیــنه اولـیه، باعـث افزایش قـطر آنها شده و در ضمن ساخـتار قـیفی شکل لنزهای انکساری در آنها دیده نمی شود و از لحاظ فیزیکی نیز شبیه به یک تیوب هـستند. در ادامه باید متذکر شد که دیـافراگم این لنـزها ثابت و به شکل معمول مــعادل 8 می باشد و این بدین معنی است که کنترل میزان نوردهی در آنها کمی دشوار است. تنظیم نوردهی در لنزهای رفلکس متکی بر سرعت شاتر یا استفاده از فیلترهایND می بـاشد. در ضمن با توجه به ثـابت بودن دیـافراگم در محـدوده 5.6 تا 8، آنـها را با عنوان لنزهای کنــد می شناسیم که در نتیجه ثــبت اجسام متحــرک یا کم نـور تـوسط آنها مگر در شرایـط نــوری بسیار خــوب، غیر ممکن است. یکی از ویژگی های لنزهای کاتادیـوپتریک ایجاد هاله های پیراشکی شکل در نواحی خارج از فـوکوس تصویر می باشد که این اثر را می توان از لحاظ فـیزیکی ناشی از استقرار آیـنه ثـانویه در مسـیر ورود نور به لنـز دانست که منجر به ثـبت شدن نواحی خارج از فـوکوس در غالب هاله های نوری می شود. اگرچه این هاله نوری در مواقعی باعث ایجاد زیبایی بـصری می شود، ولی در اغلب موارد اثر ناشی از آن مخرب و نامطلوب است. لنزهای رفلکس شفافیت (Sharpness) متوسطی داشته و کنتراست تصویر در آنها اغلب ضعیف است. در نهایت می توان کار با چنین لنزهایی را با توجه به محدودیت کنترل نوردهی و دیافراگم، ساده ارزیابی کرد، ولی در عین حال محدود بودن قابلیت های فیزیکی در آنها تاثیر مخربی بر خروجی نهایی عکس خواهد گذاشت.

دوربین، آشنایی با لنزها و موارد کاربرد آن در عکاسی

kharazi 1627

موضوع : آشنایی با لنزها منبع مقاله:  راهنمای جدید عکاسی مترجم: حشمت السادات نبوی نویسنده : John Hedgecoe   گستره لنزها اگر چه همه دوربينها قادر به عكسبرداري از اكثر سوژه‌ها هستند ، در واقع برخي از موضوع ‌ها را تنها با انواع خاصي از دوربين ها و لوازم جانبي آنها مي توان عكسبرداري كرد. مسأله مهمتري كه بايد به آن اشاره كرد، طيف گسترده‌ي لنزهايي است كه براي دوربين ها ارائه گرديده است. اگرچه لنزهاي سا ده كه به صورت توكار در داخل دوربين قرار گرفته‌اند، براي گرفتن عكس از اكثر موضوع ‌هاي خانوادگي مناسب هستند، اما با اين لنزها نمي توان از مسابقه های ورزشي توپ دار و یا سرعتی‌‌‌، پرنده‌هاي وحشي، پروانه‌ها و بسياري از موضوع های ديگر عكسبرداري كرد. بدين ترتيب در هنگام انتخاب يك دوربين مناسب، بايد به طور دقيق تصميم بگيريد كه قصد تهيه عكس از چه موضوع هایی را داريد، زيرا  اين امر در انتخاب دوربين، نقش بسزايي دارد. انتخاب لنز اكثر دوربين ها داراي لنزهاي زوم توكار هستند، اما دامنه‌ي فاصله‌ي كانوني اين لنزها در مدلهاي مختلف، بسيار متفاوت است. هر چقدر دامنه فواصل كانوني لنز دوربين، بيشتر باشد، مي توان به راحتي از موضوع های  بيشتري عكسبرداري كرد. براي دستيابي به دامنه‌ي وسيع‌تري از فواصل كانوني،‌ دوربيني را انتخاب كنيد كه داراي لنزهاي قابل تعويض باشد، بدين ترتيب هر زماني كه بخواهيد از موضوعی جديد عكسبرداري كنيد‌، مي توانيد با تعويض لنز به راحتي دوربين خود را جهت عكاسي از هر موضوعي ارتقا ببخشيد. ورزش‌ و‌ حيات‌وحش اكثر عكاسان ورزشي، لنزهاي300 ميلي متري را به عنوان يكي از اساسي‌ترين ابزار كار خود، به حساب مي‌آورند، اما اين فاصله‌ي كانوني در دوربينهاي جيبي داراي زوم و دوربين هاي قطع متوسط وجود ندارد و بايد بيشتر از ميان دوربين هاي SLR 35 ميلي‌متري، SLR ديجيتال و يا هيبريد ديجيتال انتخاب كرد. هنگام عكاسي از ورزش هايي مانند: بيس‌بال، موج‌سواري و يا سواركاري احتمالاً به فاصله‌ي كانوني بيشتري نياز است، درحاليكه براي ساير ورزش‌ها مانند: اسكيت از لنزهاي كوتاهتری هم مي توان استفاده كرد. هنگام عكاسي از حيات وحش، اغلب به لنزهاي 200 ميلي‌متري و يا بيشتر نياز است. البته اين مسأله به طور خاص به موجودات ترسو همانند: پرنده‌ها ويا پستانداران خطرناك كه موضوع مورد نظر عكاسي شما هستند نيز مرتبط مي شود. مناظر و معماري براي عكاسي از برخي موضوع ها، وجود لنز وايدانگل از اهميت بسياري برخوردار است. اكثر دوربينهاي جيبي داراي لنزهاي 35 ميلي‌متري هستند و اين بيشترين ميزان وايد آنها است، لذا با اين لنزها نمي‌توان از فاصله‌ي نزديك از نماهاي داخلي و يا ساختمانهاي بزرگ عكاسي كرد‌ و يا تمام يك منظره را درون يك فريم گنجاند. لنزهاي ماكرو در برخي كاربردهاي لنزها، فاصله كانوني اهميت چنداني ندارد، بلكه ميزان نزديكي فاصله لنز تا موضوع اهميت دارد. اگر به طور مثال بخواهيد از يك حشره مثل: شب‌پره و يا يك تمبرپستي طوري عكس بگيريد كه تصوير، تمام كادر را پركند، براي دستيابي به جزئي ترین بخش موضوع، بايد توانست از كمترين فاصله ممكن به موضوع نزدیک شد، فوکوس و سپس عكاسي كرد. برخي از انواع دوربين ها مانند سيستمهاي SLR، داراي لنزهاي ماكرو و لوازم جانبي عكاسي ماكرو مي باشند ولي ساير دوربين ها فاقد چنين امكاني هستند. موضوع های روزمره از اكثر موضوع ها مي توان با فواصل كانوني متداول در اغلب دوربين ها نظير فواصل كانوني موجود در لنزهاي ثابت، عكاسي كرد. لنز وايدانگل(زاویه باز) 35 ميلي‌متري كه براي گرفتن اين تصوير به كار رفته‌، تقريباً در تمامي دوربينهاي جيبي وجود دارد. عكاسی داخلي با استفاده از لنز 20 ميلي‌متري، تقريباً تمام فضاي اتاق در داخل يك كادر قرار مي گيرد. براي عكاسي داخلي بايد بتوان زواياي دوربين را تغيير داد، در حاليكه فقط با دامنه‌ي دید لنز وايد(باز) تعداد اندكي از لنزها مي توان تمام يك اتاق را در داخل يك كادر گنجاند. عكاسي پرتره(چهره) مطلوب‌ترين فاصله كانوني جهت عكاسي از انسان، لنز تله فوتو كوتاه است. اين فاصله‌ي كانوني تقريباً در بيشتر دوربين هاي جيبي زوم، موجود است. براي تهيه عكس از اين موضوع ها با يك دوربين فيلمي35 ميلي‌متري، لنز 100 ميلي متر مناسب است. عكاسي حيات وحش طول لنز مورد نياز جهت عكاسي از حيوانات و پرندگان به اندازه‌ي موضوع و حجم آن و ميزان فاصله‌ي شما با آن بستگي دارد. براي عكاسي از جانوران داخل محیط باغ‌ وحش و حيوانات اهلي، انتخاب لنزي با فاصله كانوني200 ميلي متر مناسب است. عكاسی ورزشي براي گرفتن تصاوير كلوزآﭖ ورزشي، علاوه بر داشتن نقطه‌ي ديد مناسب، وجود يك لنز تله فوتو بلند(زاویه دید محدود) براي عكاسي از اكثر رويدادهاي ورزشي نيز الزامي است. دامنه‌ي گسترده فواصل كانوني موجود در لنز دوربين SLR براي تهيه عكس هاي موفق ورزشي، مورد نياز است. براي عكاسي از برخي موضوع ها به يك لنز كاملاً پرقدرت نياز است. براي عكاسي از اين صحنه‌ي موج‌سواري، كه دريا، اجازه نزديك شدن به موضوع را نمي دهد، وجود يك لنز 600 ميلي‌متري براي دستيابي به جزئی ترین قسمت های مورد نظر موضوع، ضروري است. كلوزآﭖ(نمای نزدیک) هنگام عكاسي از موضوع ‌هاي كوچك و يا جزئي ترین بخش های تصوير در نماي كلوزآﭖ(نزدیک)، حداقل فاصله‌ي فوكوس(تنظیم فاصله) لنز به اندازه‌ي فاصله‌ي كانوني اهميت دارد. لنزهاي ماكرو و برخي لوازم جانبي ديگر براي اين نوع عكاسي، طراحي شده‌اند. همخوانی موضوع با فاصله‌ي كانوني اين جدول ضمن ارائه‌ي كاربردهاي رايج فواصل كانوني مختلف لنزها، دامنه‌ي لنزهاي موجود، براي هر نوع دوربين را به طور تقريبي نشان مي دهد. البته در برخي مدل هاي دوربين ها، اين دامنه محدودتر مي شود. فواصل كانوني ارائه شده در اين قسمت متناسب با فرمت فيلم 35 ميلي متري است، در حاليكه فاصله‌ي كانوني حقيقي به محدوده‌اي كه هر دوربين در آن تصوير را بوجود مي آورد، بستگي خواهد داشت. فاصله كانوني (متناسب با فرمت فيلم35ميلي متري) كاربردهاي اصلي دوربينهاي جيبي زوم mm) 35) دوربينهاي جيبي زوم (APS) دوربينهاي جيبي (ديجيتال) دوربينهاي ديجيتال هيبريد دوربينهاي SLR mm) 35 ( دوربينهاي SLR (ديجيتال) دوربينهاي قطع متوسط (SLR) 20 ميلي متر معماري، مناظر، نماهاي داخلي خير خير خير خير بله بله بله 28 ميلي متر معماري، مناظر، نماهاي داخلي بله بله بله بله بله بله بله 35 ميلي متر ﭘرتره‌هاي دست‌جمعي، مناظر عمومي بله بله بله بله بله بله بله 100 ميلي متر ﭘرتره‌هاي سروشانه، جزئيات مناظر بله بله بله بله بله بله بله 200 ميلي متر ﭘرتره‌هاي مخفيانه (بی اطلاع موضوع)، جزئيات معماري بله بله بله بله بله بله بله 300 ميلي متر حيات وحش، ورزش خير خير بله بله بله بله خير 400 ميلي متر حيات وحش، ورزش خير خير خير خير بله بله خير 600 ميلي متر حيات وحش، ورزش خير خير خير خير بله بله خير

بنر کتاب عکس

لایت روم