سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران

سفر عکاسی بهترین بهانه برای مشق دانش عکاسی است و تور عکاسی چیلیک سالهاست با تلاش در این عرصه، شرایط را برای علاقمندان و دانشجویان عکاسی فراهم می کند.
گاه در بین همسفران این سفرها در کنار نگاه هایی که کندوکاو می کنند، قلمی یافت می شود که تصویرگرایانه از این رویداد حکایت می کند. آنجاست که می گویی: « گاه عکس کویر را بایستی دید و گاه! وصف آن را بایستی خواند ».
متن زیر، برداشت یکی از همسفران 91ومین تور عکاسی چیلیک است که به مقصد کویر نوشته شده است.
متنی که نمایه های تصویری متعددی را در دل توصیف زمان ها و موقعیت های قرارگیری در موضوع در خود جای داده است.
———————————————————————————————————————————————————————————————————————-
به نام خدا
سفر به معنای ترک کردن روزمره گی هاست ، جدا شدن از هر آن چه که ما را به این روزهای سخت و بی رحم پیوند می دهد و مانع پرواز روح و آرامش انسان می شود.

سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفرانسفر آغاز خاطراتی ست که می تواند تا ماه ها و سال ها بعد  ‌در ذهن جاری شود و با هر بار مرور لبخندی رضایت بخش نصیبمان کند، تجربه ای است ارزشمند که با هر قدم در سفر قیمت و تجربه آدمی افزایش پیدا می کند و نا پخته ها پخته می شوند و ناجور ها جور.

به همراه گروه عکاسی چیلیک عازم کویر شدیم ( انتهای زمین) جایی بین آسمان و زمینِ خدا، سرزمینی که در عین بی رحمی و پوست کلفتی روح آدمی را جانِ تازه ای می بخشد،تپه ها و رمل هایی که هر چه قدر بالا رفتن و نبرد با آن ها سخت و دشوار بود اما هدیه هایشان در قله، برای ما از هر چیزی ارزشمند تر بود، طلاییِ بهشتیِ پاک را به چشمِ هر کسی که توان جنگیدن با کویر را دارد هدیه می دهد.

در بالاترین نقطه ی هر رمل می توان بزرگی و عظمتِ پروردگار را درک کرد،که چه قدر جهانِ مان بزرگ و بیشتر از آن چه قدر ذهن و جهانِ چشمِ ما کوچک و حقیر است.

سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران آسمان چند پله به زمین نزدیک تر شده،خورشید با این که گاها سوزان است اما دوست داشتنی تر و مهربان تر از همیشه می تابد،باد در بالای رمل ها نمی گذارد که خورشید پوستِ نازک آدمی را بسوزاند و با حرف هایش میانِ گوش هایمان مهربانی کویر را یادآوری می کند.

سفر یک روزه ام به همراه دوستان مهربان دفتر پایگاه عکس چیلیک صرفا مختصِ عکاسی بود، حوالی ساعت نه و نیمِ شب با کمی تاخیر در یکی از شلوغ ترین میدان های اصلی شهر تهران، هفتِ تیر آغاز شد.

طبقِ برنامه ریزی های انجام شده،پس از طی کردن مسافتی حدود 250 کیلومتر به شهرِ کویری و خشکِ آران و بیدگل رسیدیم،پیش تر به خاطرِ امامزاده ای که در این شهر آرمیده با این اسم آشنا بودیم.
حضرت محمد هلالِ ابن علی که پسر بلافصلِ حضرت علی می باشد بعد از واقعه ی عاشورا از سمت طوس واردِ خاک ایران شدند و ایشان به مدت سه سال در آران سکونت داشتند.
عقربه ها ساعت دو و نیم پس از نیمه شب را نشان می دادند،طبق مکالماتِ انجام شده و لطف و مهربانی متولی واردِ صحنِ امامزاده شدیم،زیبایی چشم گیر و قرینه های به جا و دلنشین در بدوِ ورود به صحن چشم مان را خیره کرده بود.
سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران همسفران نا خودآگاه پس از عبور از رواق ورودی به سمتِ وسط صحن درست رو به روی آب نما و حوض ساکن مملو از آب رفتند، انگار نیروی انعکاس گنبد و بارگاه که در سطح آب جریان داشت، همه را به آن جا کشید و هدایت کرد، رواق و گلدسته و گنبد حضرت هِلال در آن نیمه شب روشن و سرشار از سکوت، با آنچه تاکنون در مکان های زیارتی دیده بودیم، متفاوت بود.

به لطف مکاتبات و محبت متولی امامزاده امکانِ عکاسی از داخل بارگاه و ضریح مطهر هم فراهم شده بود و در این ساعت فقط تیم ِ عکاسی پایگاه عکس چیلیک در امامزاده حاضر بودند،بعد از حدود یک ساعت عکاسی نزدیک به ساعت سه و نیمِ پس از نیمه شب بود؛ که به همراه همسفران به وسیله ی دو دستگاه مینی بوس اران و بیدگل را به سمت کویر مرنجاب ترک کردیم؛ حدود 60 کیلومتر مسیر را در جاده ی خاکی و سنگلاخی آران و بیدگل به کویر مرنجاب طی کردیم و حوالیِ چهار و نیمِ صبح با صد دقیقه انتظار برای طلوع خورشید بود که به ابتدای دامنه پیاده راه در کویر رسیدیم.

و حالا زیبایی وصف ناپذیر شبِ پاییزی در کویر
سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران بسیار قلم ها برخواستند تا زیبایی شب را در کویر وصف کنند که شاید من نتوانم به خوش خطی دیگران قلمی تازه بنویسم، اما کویر در شب همچون  الماس می درخشد،ستاره ها در آسمان با چشم ها بازی می‌کنند، ماه نصف شده و به نیمه رسیده روی خوشش را بر چهره هامان می اندازد و انسانی که نزدیک تر از همیشه  می تواند به آسمان نگاه کند، شبِ کویر با تمام ترس ها و دلهره هایش آرامشی عظیم به همراه دارد، گمان می کنم اگر نردبامی بود به راحتی می شد ستاره ها را چید و سوغاتِ ستاره آورد از کویر،برخی دوستان سریعا به همراه سه پایه مشغول عکس برداری از ماه و ستاره ها شدند و برخی دیگر نیز تدارک صبحانه را فراهم کردند.

پس از اقامه نماز در ان آرامش و صرف صبحانه به همراه دوستان تور عکاسی چیلیک به قصدِ شکارِ طلوعِ تکرار ناشدنی خورشید به سمتِ فراز رمل ها عزیمت کردیم.

پس از پشت سر گذاشتن دو رمل و مسیری پانزده دقیقه ای به بلند ترین رمل رسیدیم؛ مکانی مناسب برای معاشقه با طلوعِ تلالو خورشید بر وسعت انتهای زمین.

سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران سه پایه ها در جای خود مستقر شدند، لنزها مرتب تمیز می شدند و چشم ها به انتظارِ خورشید خیره به افق بودند، چند دقیقه ای بیش تر طول نکشید که نورِ نیم رخِ بزرگترین سیاره ی کهکشان به پوستمان رسید و سرمای کویر آرام آرام با آفتابِ خورشید جایشان را عوض کردند.

شکوه و عظمتی خیره کننده، انرژی و نوری ماورایی از آن سوی ستاره ها به سرعت نزدیک می شد ، هر چه قدر خورشید بالاتر می آمد سکوت بیشتری جمع را در بر می گرفت و فقط صدای شاتر دوربین ها بود که گوشِ کویر را نوازش می کرد.

قطعا طلوعِ کویر طلوعِ آرامش و نور است، معجزه ی پروردگار،انرژی حیات، امیدِ زندگی و صد ها تعبیرِ شاعرانه ی دیگر مختصِ این طلوعِ بی مانند است.

 

پس از این که خورشید به صورت تمام رخ از چهره اش رونمایی کرد، یکی از رمل ها را به عنوان محلِ اصلی در نظر گرفتیم و وسایل اضافی گروه را در همان جا قرار دادیم، دوستان به صورت گروه های چند نفره برای عکاسی به تپه ها و رمل های دیگر سفر کردند.
سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران تمامِ زیبایی کویر در تضادِ نور و سایه رقم خورده است، جایی که نیمی از رمل را خورشید در آغوش گرفته، نیمِ دیگرش را سایه فُرم های متفاوت و دگرگونیِ رمل ها هر عکاسی را مجاب می کرد که از تپه ای طلایی به سر پایینی و یا سربالایی دیگری سرازیر شود و این شوقی بود که هیچ یک از دوستانم را خسته نمی کرد.

همسفرانم برای چیدنِ میوه ای تازه تر و خوش طعم تر در دستاوردهای تصویری ، مسیرها و تپه های کویر را زیر و رو می کردند.

نزدیک ساعت نه و نیم صبح بود که کم کم همسفران به سمتِ رمل اصلی عزیمت کردند و تمامی دوستان ساعت ده و نیم در نقطه ی آغازینِ کویر حضور داشتند.

پس از آن به پای دو مینی بوسی که با آن ها به دلِ کویر زده بودیم رسیدیم، خسته بودیم اما می دانستیم که دوربین هایمان بهترین تصاویر را ثبت کرده اند.
سفرنامه تور عکاسی چیلیک از نگاه و قلم همسفران بعد از طی کردن مسیر 60 کیلومتری کویر تا منطقه شهری آران و بیدگل ، حوالی ساعت یک و نیم بعد ازظهر به همراه تمامی همسفران در کنارِ بوستانی رسیدیم و آبی به دست و روی زدیم و بعد از خواندن نماز، وعده ی نهار را نوشِ جان کردیم تا با خیالی آسوده تر به سمتِ تهران حرکت کنیم.
با تمامِ خاطراتِ خوبِ کویر و مهربانی همسفرانِ ارزشمند شهر آران را ترک کردیم و حوالیِ ساعت 6 غروب بود که به تهران رسیدیم.

از دوستان و همسفران خوبم به خصوص آقایان: مرتضی شجاعی، محمدرضا خرازی و ابراهیم باقرلو تشکر می کنم که بی هیچ چشم داشتی تجربه ی سفرهای پیشین را در اختیارم گذاشتند و همچنین تشکر و سپاس از آقای مهدی سروری که تا به امروز موفق شده اند نود و یکمین تورِ تخصصی عکاسی پایگاه عکس چیلیک را به سرانجام برسانند.

نویسنده: محمد بیک زند
عکس ها به ترتیب: ابراهیم باقرلو، امیر یوسفیان اهری، محمد بیک زند، عرفانه سعیدیان، نسرین رستمی، جواد میرزاپور، میترا محمدی،

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (6)

  • جواد میرزاپور

    |

    محمد بیک زند عزیز ، ممنونم که قلم و قریحه ات رو برای وصف سفر خوبمون به کار گرفتی …
    توصیف های شما زیبا و دلچسب بود … لذت بردم … متشکرم

    پاسخ

  • اعظم حشمتی

    |

    آقای بیک زند، سفرنامه زیبایتان خاطرات سفر را دوباره زنده کرد. برقرار باشید

    پاسخ

  • عرفانه سعیدیان

    |

    آقای بیک زند بسیار زیبا و ادیبانه سفر را بازگو کردین .
    بسیار لذت بردیم و خاطرات آن روز با قلم زیبای شما در ذهن ما نهادینه شد .
    سپاس

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    جناب بیک زند گرامی،
    همانگونه که همسفری با شما خوب و دلنشین و خاطره ساز بود، از خاطرات سفر که توسط نگاه و ذهن و قلمتان به کلمات تبدیل شد نیز بسیار لذت بردم و تمام زیبایی های همسفری با عکاسان و علاقمندان در نجابت وسیع کویر برایم دوباره زنده شد.
    ممنونم از همت بلندتان برای نوشتن این سفرنامه.
    به امید حضورتان در تورهای بعدی عکاسی

    پاسخ

  • نسرین رستمی

    |

    اقای بیک زند عزیز،دوست و همسفرگرامی ،ممنونم ازقلم زیبایتان.

    پاسخ

  • آمنه عبادی

    |

    بعد از انتشار و مرور این سفرنامه ، می توانم به صراحت بگویم جای اینگونه سفرنامه ها در بین عکاسان و همسفران تور عکاسی چیلیک تا به امروز خالی بود .
    ممنون از ادبیات زیبایی که برای ماندگار کردن فراز و فرود ها و زیبایی های سفرمان به کار بردید .

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید