کیارنگ علایی : برای اصفهانی ها از عکاسی گفتم/ چالش توسعه عکس های خانگی

کیارنگ علایی : برای اصفهانی ها از عکاسی گفتم/ چالش توسعه عکس های خانگی

منبع: خبرگزاری مهر –
کیارنگ علایی عکاس و مدرس دانشگاه معتقد است امروز بیش از هر زمانی شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم و در چنین فضایی گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضا شویم.


کیارنگ علایی عکاس، نویسنده و مدرس دانشگاه درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: یکی از جدیدترین و جالب ترین فعالیت هایم که همین چند روز گذشته رخ داد همکاری ای بود که با کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان داشتم و مستر کلاسی سه ساعته برای هنرجویان و علاقمندان عکاسی در این شهر برگزار شد. موضوع کارگاه هم «ایده در عکاسی و مسیر اجرای ایده در پروژه های عکاسی» بود؛ ایده یابی و تبدیل ایده به اجرا یکی از اصلی ترین مواردی است که یک عکاس باید در آن به پختگی برسد. در این کارگاه حدود ۲۰۰ نفر شرکت کردند که برای خود من این استقبال هیجان انگیز بود.

وی درباره این کارگاه و موارد مطرح شده در آن بیان کرد: در ابتدا درباره به موضوع تغییر معیارهای ارزشگذاری عکس اشاره کردم و به محیط اینستاگرام که به نوعی برای ارائه عکس در خدمت توده های مردم است و موجب توسعه نوعی عکاسی کم عمق و تفکر گریز شده است تاکید کردم. فضای اینستاگرام در واقع اصرار دارد مخاطب انبوه را در یک قالب فرو ببرد و از مخاطبان انبوهش آدم های شبیه هم بسازد.

علایی ادامه داد: امروز بیش از همیشه شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم. گویی جایی مهم تر از خانه برای انتقال مفاهیم ذهنی وجود ندارد و اغلب عکاسان مفاهیم خود را در قالب روابط پدر و مادر، روابط اعضای خانواده، روابط میان اشیاء در خانه دنبال می کنند و به این دلیل ما شاهد تکثر عکس هایی از پنجره، رف، گلدان، اشیای چیده مان شده روی میز و روزمره گی هایی هستیم که پیش از این کمتر وجاهت عکاسی شدن داشتند. یا حریم های خصوصی ای که فضای جدید عکاسی اجازه داده بی پروا مطرح شوند و فاصله ای میان مکنونات ما و چشمان تماشاگر باقی نماند. در چنین فضایی که معیارهای ارزشگذاری در حال تغییر شتابناک هستند هرگونه گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضای جدید شویم.

وی گفت: من در این کارگاه به این نکته اشاره کردم که عکاسی رسانه ای بازنما است که توامان خواص عینی گرایی/ ذهنی گرایی را در خود دارد. اگر بارت معتقد بود که عکس ها به دلیل سند بودن شان از یک رویداد، خاصیتی ابژکتیو دارند، بنیامین اما معتقد بود که دوربین سوژه را از حالت طبیعی خود به وضعیتی آرمانی تغییر شکل می دهد و این آغاز سوبژکتیویتی است. اگر در دوره ای راست نمایی به عنوان خصیصه بلامنازع عکاسی قلمداد می شد و هرگونه فاصله گیری از واقعیت تکفیر می شد، چنانکه عکاسی مثل رابینسون در میانه قرن نوزدهم با آن همه خلاقیت و روش منحصر به فردش در تلفیق عکس ها مورد بی اعتنایی مخاطب قرار می گرفت و در نهایت از اینکه تکنیک خود را توضیح داده بود پشیمان بود، امروز اما عکاسی ارزش های دیرین خود را که در اوج و فرود دوران مدرن به دست آورده بود، مورد سخره قرار می دهد و در پی بنا کردن واقعیتی بدیل است که در آن ذهنیات شخصی عکاس به مخاطب القا شود و یک بازی راه بیفتد که در آن روابط زبان شناختی و نشانه شناسی بتوانند ایفای نقش کنند. شرکت در این بازی منجر می شود شیوه های جدید ارتباط برای انسان کشف شود و ما سازش بیشتری با مسائل دنیای جدید پیدا کنیم.

علایی درباره چگونگی طرح ایده در این کارگاه نیز بیان کرد: برای من طرح این مسأله مهم بود که بگویم ایده با سه عنصر خلاقیت، تفکر و خیال در ارتباط است، خلاقیت ارتباط میان اجزای متن است، تفکر عملی ذهنی است برای دستیابی به راه مطلوب در حل یک مساله و خیال همان عکس است، تصور است، تصویر است که در ذهن متبادر می شود. ایده منجر به بسط تفکر عکاس نسبت به واقعیت می شود تا آن را به امری برسازه تبدیل کند. واقعیت پیرامون ما محصول و ساخته قراردادهای اجتماعی است و ایده کمک می کند از طریق زبان بتوانیم واقعیت های متفاوتی را که در بیرون وجود ندارند، بنا کنیم و اتوپیای انسانی را بر چاه های عمیقی که انسان امروز در آن افتاده بنا کنیم.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: من در کارگاه تاکید کردم که توانایی دیگر ایده ها ایجاد روایت است، تم در یک اثر هنری استخراجی است و کشف اش از متن اثر، لذت مخاطب را دوچندان می کند. اگر در بازگویی واقعه بر عنصر تخیل تکیه کنیم و تفسیر خود را نیز وارد متن کنیم، آن گاه تم متبادر می شود و خود را از گزارش صرف واقعیت جدا می سازد. تم بر سه عنصر انگیزه، تصمیم و نتیجه گیری استوار است، برای ایده پردازی باید ابتدا ایده های مان را ارزشیابی کنیم، باید علائق و جهت گیری های نهفته در ایده مان را راستی آزمایی کنیم که آیا واقعا ما از جنس این ایده هستیم؟ و بیان آن ها از طریق ما صادقانه است؟ اگر چنین بود، آن گاه بهتر است ایده ها را استوری برد کنیم، به دیوار اتاق مان بچسبانیم و در هفته های متوالی واکنش احساسی خودمان را نسبت به این نقاشی ها محک بزنیم. همچنین ایده مستلزم پژوهش است تا پشتوانه داشته باشد، برای یافتن ایده همیشه نیاز نیست به دنبال آن بگردیم. گاهی این ایده ها هستند که به دنبال ما می گردند، ما را پیدا می کنند و از ما مصرانه می خواهند تا ما آن ها را بیان کنیم. بهتر است ذهن مان را روی هستی باز کنیم تا پذیرای ایده های مختلف باشد.

وی در پاسخ به این پرسش که تاثیر برپایی کارگاه ها توسط عکاسان حرفه ای در شهرستان ها را چگونه می بینید، گفت: برگزاری این مستر کلاس ها به روشن سازی مفاهیم عکاسی کمک می کند و فاصله میان عکاسان آماتور و حرفه ای را کم می کند تا از دل این صمیمیت، بتوانیم صداهای مختلف جامعه عکاسی را بشنویم و وجوه مختلف گفتمان عکاسی را مورد مداقه قرار دهیم. عموما در حاشیه این مسترکلاس ها انبوهی عکس از عکاسان شهرستانی می بینم که چه قدر بی ادعا و با امکانات کم، دست به تولید مجموعه های خوب زده اند، مجموعه هایی که به راحتی می تواند بر دیوار گالری های مهم تهران نمایش داده شود.

در حاشیه این مستر کلاس جدیدترین ترجمه کیارنگ علایی با عنوان «نمادها و نشانه ها» منتشر شده توسط نشر پرگار عرضه شد.

آزاده سهرابی





دیدگاهتان را بنویسید